ضرورت تبیین تعامل کارگزاران درونمتنی در خوانش شعر روایی معاصر (مطالعۀ موردی: شعرِ «دلم برای باغچه میسوزد» اثر فروغ فرخزاد)
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان
doi
چکیده
بسیاری از اشعار معاصر فارسی در قالب روایت داستانی و به صورت کلیتی وحدت یافته- دارای فرم منسجم- شکل گرفته است. در این اشعار، از یک سو کشف، تبیین یا به قول برساختگرایان ساختن معنا در گرو درک فرم است؛ از سویی دیگر بنا به جنبۀ روایی متن، درک صحیح فرمِ این اشعار مستلزم فهم تعامل روایی کارگزاران درونمتنی است و کم توجهی به آن مانع از درک مناسب دلالتهای معرفتی- زیباییشناختی متنهای اخیر است. با این وصف ارایة الگوها و شیوههای مدرن ِخوانش، از ضرورتهای فهم و قرائت شعر روایی معاصر است. برای درک بهتر این ادعا یکی از «شعر-روایتهای» فروغ فرخزاد با عنوان «دلم برای باغچه میسوزد» از منظر تعامل راوی و خوانندۀ پنهان و با تکیه بر برخی از مفاهیم الگوهای خوانش ولفگانگ آیزر، امبرتو اکو و ونسان ژوو بازخوانی شده است. نتیجه نشان میدهد که راوی داستان درصدد بازنمایی اضطراب خانوادهای است که افراد آن در وضعیت آستانهای«سنتی-مدرن» بسر میبرند، همسو با بازنمایی راوی، سفیدیها و فضاهای خالی متن به مثابۀ موضع خوانندۀ پنهان، حاوی دلالتها و تداعیهایست که ضمن نشان دادن وضعیت آستانهای افراد خانواده، تناقض «معرفتی-هویتی» هر یک از آنها را در مقام علّت درونی و تداوم آن در محیط اجتماعی را به مثابۀ علّت بیرونیِ اضطراب افشاء میکند. این افشاگری که به منزلۀ تکمیل بازنمایی راویست، در قالب سطوحی از الگوهای خوانش همچون قواعد هم مرجعیتی، ساماندهی بر اساس تضاد، آرایههای فاصله سازِ بصری- مکانمند، بینامتنیتهای آشکار و غیره آمده است.