سنجش درک فراگیران از مدل‌های‌ مفهومی و رابطه آن با مهارت استدلال علّی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی یادگیری الکترونیکی در آموزش پزشکی، گروه آموزش الکترونیکی در علوم پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شیراز، ایران

3 کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

doi
10.22084/j.psychogy.2024.27780.2578
چکیده

هدف: استدلال‌های مبتنی بر مدل مانند استدلال علّی از مهم‌ترین مهارت‌های شناختی شاگردان در درس علوم است، هرچند روش‌های تدریس مبتنی بر مدل به‌ویژه مدل‌های رایانه‌ای بر استدلال و تفکر تأثیر مثبت دارند، اما آشنایی و درک از مدل نیز می‌تواند در کاربست و سودمندی آن تأثیرگذار باشد. هدف این پژوهش تعیین رابطه بین فهم شاگردان از مدل و مدل‌سازی علمی و میزان مهارت استدلال علّی آنان است. این رابطه هنگام انجام مدل‌سازی دو کانونی با موضوع حرکت‌شناسی بررسی شد.روش: نمونه‌ای 85 نفری (در دسترس) از شاگردان دوره دوم متوسطه اهواز انتخاب و از آن‌ها خواسته شد حین مدل‌‌سازی به چهار سؤال مرتبط با حرکت‌شناسی به‌طور تشریحی پاسخ داده و استدلال خود را بنویسند. برای پاسخ‌ها ابتدا کد تعریف شد و براساس کدها، نمره‌گذاری شدند. پس از مدل‌سازی، شاگردان به پرسشنامه درک از مدل پاسخ دادند و بر اساس آن و به کمک تحلیل خوشه‌ای به دو دسته درک مطلوب از مدل و درک خام از مدل طبقه‌بندی شدند.یافته­ها: یافته‌ها نشان داد شاگردانی که درک مطلوبی از مدل و فرآیند مدل‌سازی داشته‌اند، به‌جز در بعد شناسایی عناصر استدلال که همه عملکرد مشابهی داشتند، در سایر ابعاد استدلال علّی نسبت به شاگردانی که درک خام از مدل‌ها داشتند، موفق‌تر عمل کردند.نتیجه­گیری:  پژوهش‌گران توجه بیشتر برنامه‌های درسی رسمی به مدل‌سازی علمی، و آگاه‌سازی معلمان نسبت به ماهیت مدل‌ها، و تشویق آنان برای تدریس مبتنی بر مدل در کلاس را بر بهبود درک فراگیر از مدل‌ مؤثر دانسته و آن را موجب تقویت مهارت‌های شناختی مثل تفکر، از جمله استدلال علّی می‌دانند.