ربط و نسبت وطن خاکی و وطن اصلی در اندیشه سعدی، حافظ و مولانا

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی، واحد صفادشت، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jid.2022.257066.2111
چکیده

بررسی جستار وطن‌دوستی و سنجش اندازه وابستگی و پیوستگی هر یک از شاعران زبان فارسی به زادگاه و دیارشان می‌تواند موضوع ده‌ها پژوهش ادبی و اجتماعی باشد. سعدی و حافظ، دو سخنور بزرگ پارسی، بارها در ابیاتی دل‌انگیز از موطن خود با شیفتگی و شور بسیار نام برده‌اند و اشتیاقشان را به شیراز نشان داده‌اند. مولانا هرچند به خاک توجه و اهتمامی ندارد، به‌ گونه‌ای دیگر و با آفرینش آثار نفیس معنوی به زبان فارسی، دلبستگی‌اش را به خراسان آشکار کرده است. در این نوشتار برای نخستین بار در پژوهشی واکاوانه و سنجشی، میهن‌خواهی در اشعار سعدی و حافظ و دلبستگی ایشان به زادگاهشان شیراز بررسی می‌شود و در این‌باره با مولانا قیاس شده‌اند؛ سپس ربط و نسبت وطن خاکی و وطن اصلی (عرفانی) در اندیشه و شعر ایشان بررسی شده است. پی‌جویی ماجرای وطن‌خواهی در سرودهای این سه چامه‌سرای بزرگ زبان فارسی، بازخوانی قصه زندگانی ایشان در پیوند با وطن و استقصاء در مسئله وطن در دو جانب وطن خاکی و موطن عرفانی (نشیمن علوی) با روش واکاوی‌سنجشی، رسالت این پژوهش است که درصدد است با بررسی ژرفانگر به نگرشی تازه و برایندی دقیق برسد.