الگوی ساختاری رابطه توانمندسازی روانشناختی و رضایت شغلی با نقش واسطهای خودکارآمدی و خودتنظیمی (مورد مطالعه: دانشگاه خوارزمی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه خوارزمی
2 عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی ارتباط توانمندسازی روانشناختی و رضایت شغلی با نقش واسطهای خودکارآمدی و خودتنظیمی است که با روش همبستگی و اجرا با پرسشنامههای توانمندسازی روانشناختی، خودکارآمدی، خودتنظیمی و رضایت شغلی بر روی 310 کارشناس حوزهی ستادی دانشگاه خوارزمی در سال 1392، که بهروش سرشماری انتخاب شدند، انجام شد. مدل معادلات ساختاری در پژوهش شامل 1 سازه مکنون مستقل توانمندسازی روانشناختی و 3 سازه مکنون وابسته خودکارآمدی، خودتنطیمی، رضایت شغلی است. یافتهها حاکی از تأثیر معنادار و مستقیم توانمندسازی روانشناختی بر خودکارآمدی (37/0γ = )، بر خودتنظیمی (55/0γ = )، و بر رضایت شغلی (86/0=γ )، تأثیر معنادار و مستقیم خودکارآمدی بر خودتنظیمی (34/0β = ) و بر رضایت شغلی (37/0β = ) و تأثیر معنادار و معکوس خودتنظیمی بر رضایت شغلی (54/0- β =) در مدل است. نتایج بیانگر تأثیر مستقیم توانمندسازی روانشناختی با مضمون خودمختاری، ریسکپذیری، رشد شخصی و مسئولیت بیشتر در تصمیمگیری بر خودکارآمدی یعنی قضاوت فرد درباره تواناییهایش برای سازماندهی، اجرای وظایف و مقابله با مشکلات شغلی و نیز تأثیر مستقیم هر دو سازه بر میزان خودتنظیمی و شکلگیری رضایت شغلی و متعاقباً موفقیت سازمان است؛ در حالیکه، خودتنظیمی با مفهوم تلاش منظم جهت کسب اهداف شخصی و سازمانی تأثیر غیرمستقیم بر رضایت شغلی داشته است.