بررسی فرضیه بالاسا- ساموئلسون با تاکید بر فراوانی نسبی نیروی کار ماهر و غیرماهر: کاربردی از رویکرد مارکوف-سوئیچینگ
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد دانشگاه ولی عصر رفسنجان
2 کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه ولی عصر رفسنجان
3 استادیار اقتصاد دانشگاه ولی عصر رفسنجان
doi
10.22034/ecoj.2020.11058چکیده
در پژوهش حاضر، فرضیه بالاسا-ساموئلسون با تاکید بر نسبت نیروی کار ماهر به غیرماهر برای اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور از دادههای مربوط به دوره زمانی 2016-1973 و از روش غیرخطی مارکوف-سوئیچینگ استفاده شد. با استفاده از آماره اطلاعاتی آکائیک، مدل MSMAH(2)-AR(3) به عنوان مدل بهینه برای بررسی تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز حقیقی برای اقتصاد ایران انتخاب گردید. نتایج نشان داد که تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز حقیقی در دوره زمانی مورد مطالعه قابل تفکیک به دو رژیم بوده، بهطوریکه تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز حقیقی در رژیم صفر برابر با 59/0- و در رژیم یک برابر با 84/0- بوده است. بنابراین رژیم صفر، رژیمی است که در آن تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز حقیقی کم و رژیم یک، رژیمی است که در آن تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز حقیقی زیاد است. به طور کلی مشاهده میشود که تاثیر بهرهوری بر نرخ ارز موثر حقیقی برای اقتصاد ایران که دارای نسبت نیروی کار ماهر به غیرماهر پایین است در هر دو رژیم منفی و معنیدار بوده و فرضیه بالاسا-ساموئلسون برقرار نیست.