تعلیق‌شدگان بی‌بازگشت؛ تحلیل جامعه‌شناختی مقاومت پیوندهای اجتماعی مهاجران نسل اول در کشاکش میدان هویتی ایران-آلمان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد،ایران

2 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد،ایران

3 استادیار جامعه‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 استادیار جامعه‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد،ایران

doi
10.22067/social.2022.72615.1079
چکیده

یکی از پرچالش‌ترین جنبه‌های مهاجرت، نسبت هویتی مهاجران با جامعه مقصد است. چالش‌های هویتی مهاجران به این دلیل اهمیت دارد که از یک‌سو می‌تواند به ادغام در جامعه مقصد کمک کند و از سوی دیگر به تعلیق ناتمام او می‌انجامد. موضوع بازگشتن یا بازنگشتن نخبگان نیز در گام بعدی بسیار مهم است؛ چراکه نرخ مهاجرت و بازگشت مهاجران معیار و زیرساخت توسعه‌یافتگی یک جامعه و دلایل آن، بازنمای شرایط سازنده این وضعیت است. بر این اساس، مسئله این مطالعه، واکاوی فرایند، زمینه‌ها و شرایط مؤثر در مهاجرت، چالش‌های هویتی و همچنین پیامدهای آن در زمینه ادغام و تصمیم به بازگشت مهاجران است. هویت اجتماعی در مطالعه حاضر به‌مثابه پیوندهای سیالی است که مبتنی بر ارزیابی‌های زمینه‌مند نسبت به پدیده‌های اجتماعاً قابل ارزیابی بوده و در فضایی مقایسه‌محور برساخته می‌شود. چالش‌های هویتی مهاجران در پارادایم تفسیری و با استفاده از روش نظریه زمینه‌ای مطالعه شده است. داده‌های به‌دست‌آمده که حاصل مصاحبه روایتی با 19 مهاجر ایرانی در آلمان است با استفاده از تکنیک کدگذاری سه مرحله‌ای تحلیل شده است. نتایج نشان می‌دهد که مهاجران ایرانی با نگاه به غرب به‌عنوان یک محیط مرجع، به بازاندیشی در وضعیت جامعه مبدأ دست می‌زنند و به این دلیل دچار فک‌شدگی هویتی می‌شوند. چالش‌های هویتی در مقصد می‌تواند به دو سرنوشت منتهی شود: جامعه‌پذیری تناقض‌آمیز مضاعف (تعلیق ناتمام) در مقصد یا جامعه‌پذیری موفق در مقصد. در حالت موفق، بازگشت مهاجران به مبدأ منتفی است، اما با تجربه تعلیق ناتمام، مهاجران یا به زندگی اقتصادی در مقصد ادامه می‌دهند و شرایط درمیان‌بودگی را تجربه می‌کنند، یا با فشار پیوندهای اجتماعی خود در مبدأ و توفیق نیافتن در پیوندیابی در مقصد به مبدأ بازمی‌گردند.