وضعیت پسامدرن در داستان کوتاه فارسی دهة هشتاد
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
در دهههای اخیر کاربرد رویکردهای پسامدرن در حوزۀ ادبیات داستانی ایران گسترش یافته است. در اینجا با تعیین مشخصههای کلی پسامدرنیسم در داستان و تحلیل داستانهای کوتاه نویسندگان شاخص دهة هشتاد از دیدگاه منتقدان، کوشش شدهاست چشماندازی اجمالی از وضعیت پسامدرن آنها ارائه شود. در نتیجه میتوان گفت از میان داستانهای کوتاه بررسیشده، تنها 35% دست کم یک ویژگی پسامدرنیستی داشتهاند که از این میان بیشترین سهم مربوط به سالهای 82 و 86 و کمترین مربوط به سالهای 83 تا 85 است. با آنکه مشخصههایی چون فراداستان، پسامرگ و بعد سوم بیشترین بسامد و منطقهسازی و وانمودگی کمترین بسامد را داشتهاند و نویسندگان با اتخاذ شیوهای محافظهکارانه در مواجه با واقعیت، بیشتر به مقولاتی مربوط به طرح داستانی پرداختهاند تا مایة داستانی اما سیر بهرهگیری از مشخصهها نشان میدهد که تمایل نویسندگان در این دهه از مشخصههای ظاهری به سمت مشخصههای محتوایی سوق یافتهاست. بر این اساس اگرچه میتوان به دو رویکرد متفاوت میان نویسندگان در داستانپردازی پسامدرن اشاره کرد اما از میان آنها افرادی چون خسروی، شهسواری، یادعلی، بیگدلی، صادقی، مختاری، ریاضی و محمودی گاه با بسامد بالای تنوع کاربرد مشخصهها و گاه با تکیه اساسی بر بعضی مشخصهها توانستهاند تا حدودی سبک خاص خود را در داستان پسامدرن عرضه کنند.