لزوم بازاندیشی در محتوای کتابهای درسی ریاضی پایه هفتم و هشتم از منظر استدلال و اثبات
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آموزش ریاضی دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
چکیده
تصدیق یک گزاره ریاضی، عموماً برای دانشآموزان مشکل است؛ آنها حتی بسیاری از مواقع، لزوم آن را درک نمیکنند. پیچیدگیهایی که در ماهیت ارزشمند استدلال و اثبات پنهان شده، اهمیتِ نحوهی ارائهی آنها را در کتب درسی، بیشتر مشخص میکند. هدف از این مطالعه، تعیین میزان حضور انواع استدلال، بهخصوص استدلال استنتاجی در کتابهای درسی ریاضی پایههای هفتم و هشتم میباشد. به این منظور از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بیشترین میزان استدلال، از جمله انواع سطوح استنتاج موجود در کتابها، در محتوای هندسی دیده میشود؛ البته استثناهای غیرمنتظرهای هم وجود دارد. در مجموع توزیع استدلال استنتاجی در فصول کتاب هفتم و هشتم یک دست و یکنواخت نیست، ولی فقر استنتاج در بیشتر فصلهای مربوط به محتوای حساب و آمار و احتمالات دیده میشود. بعلاوه، برخلاف انتظار میزان استدلالهای آزمایشی در کتاب هشتم، نه تنها کاسته نشده بلکه نسبت به کتاب هفتم حدود دو برابر است. در انتهای نوشتار حاضر، در مورد ملاحظاتی که برای تغییر تمرکز از استدلال استقرایی به استنتاجی باید در نظر گرفته شود، بحث میشود.