سیاستهای تشویقی فرزندآوری و تأثیر آن بر تمایل به فرزندآوری: مطالعهای کمی در شهر اسلامآباد غرب
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22067/social.2023.82737.1355چکیده
پدیده نوظهور باروری پایین، در دهههای اخیر موجب شده که کشورهای زیادی شروع به اجرای سیاستهایی با هدف حمایت از خانوادهها و افزایش باروری کنند؛ از این رو، در ایران قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال 1400 تصویب و ابلاغ شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالشهای اجرای این قانون و نقاط قوت و ضعف آن در شهر اسلامآباد غرب و در سال 1402 انجام شد. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی است. دادههای تحقیق با استفاده از پرسشنامه محققساخته در سال 1401 جمعآوری شده است. حجم نمونه شامل 374 نفر مراجعهکننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر اسلامآباد غرب و برای تعیین واحدهای نمونه از روش نمونهگیری چندمرحلهای طبقهای استفاده شده است. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 22 و رگرسیون ترتیبی انجام شد. تحلیل دادهها نشان داد بین جنسیت، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، ارزشمند بودن مشوقها، ناکافی بودن مشوقها و مداخله نکردن دولت در سیاستگذاری و تمایل به فرزندآوری رابطۀ معنادار و مستقیم است. بین تحصیلات، وضع فعالیت، بیاعتمادی به سیاستهای تشویقی و ابهام در سیاستگذاری رابطه معنادار و معکوس است. مقادیر سه آماره (کاکس و اسنل، نیجل کرک و مکفادن) مربوط به ضریب تعیین پزودو نشان داد که متغیرهای مستقل توانستهاند 068/0 تا 181/0 درصد از واریانس تمایل به فرزندآوری را تبیین کنند. به نظر میرسد که بستهای از مزایای مالیاتی، مزایای نقدی و خدماتی ممکن است، هزینههای تربیت فرزندان را برای والدین کاهش دهد. این بستهها میتوانند تأثیر احتمالی بر ایجاد انگیزههای مالی برای داشتن فرزندان بیشتر ایجاد کنند.