مطالعه پدیدارشناختی راهبردهای فرهنگپذیری کودکان کار افغانی (مطالعه موردی: مرکز حامی پرتو منطقه 5 تهران)
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعهشناسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی،خلخال، ایران
3 دانشیار گروه مطالعات خانواده و زنان، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22067/social.2024.87081.1485چکیده
افغانستان بهعنوان یک کشور همسایه با مشکلات امنیتی و اقتصادی جدی روبهرو بوده و بسیاری از افغانستانیها بهدنبال بهبود شرایط زندگی خود به کشورهای همسایه مهاجرت میکنند، ایران بهعنوان یکی از مقصدهای اصلی این مهاجران انتخاب میشود. مهاجرانی که به شکل غیرقانونی از افغانستان به ایران میآیند از مهارت و توانایی خاصی برخوردار نبوده و در کارهای رده پایین جامعه مشغول به کار میشوند. کودکان این مهاجران نیز بهدلیل مشکلات اقتصادی خانوادههایشان مجبور به کار میشوند. با توجه به اینکه بسیاری از کودکان و نوجوانان افغانستانی در ایران به دنیا آمدهاند یا در سنین کودکی به این کشور مهاجرت کردهاند، مسئله فرهنگپذیری آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر فهم راهبردهای فرهنگپذیری کودکان کار افغانی در ایران است. در پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناختی، از تکنیک مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته برای جمعآوری اطلاعات پژوهش استفاده شده است. مشارکتکنندگان پژوهش را کودکان افغانی حاضر در مرکز حامی پرتو در منطقه 5 تهران تشکیل دادهاند و با 18 نفر از آنها مصاحبه شده است. برای انتخاب مشارکتکنندگان از روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع استفاده شد. دادهها با استفاده از روش موستاکاس تحلیل شدهاند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که راهبردهای فرهنگپذیری کودکان کار افغانی عبارتند از: همانندسازی، جدایی یا انفصال، هماهنگی یا انطباق، حاشیهگزینی یا انزواطلبی. یکپارچگی، رایجترین شکل راهبرد فرهنگپذیری است؛ چراکه به کودکان کار افغانی اجازه میدهد با وجود پایبندی به هویت فرهنگی و ارزشهای جامعه خویش، خود را با هویت و فرهنگ جامعه میزبان وفق دهند.