"پایه داری" وجه مغفول رویکرد "معماری پایدار" در نسبت با طبیعت
نویسندگان
1 مربى دانشکده هنر و معمارى صبا، دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد
doi
10.29252/smb.5.5.71چکیده
این مقاله با هدف ارتقاء مفهوم معماری پایدار، در پی پاسخ به این سوال است که "چگونه میتوان رابطه هم افزایی میان معماری و طبیعت برقرار ساخت؟" در این مسیر با بهرهگیری از روشی کیفی و ترکیبی، پس از آسیب شناسی تفکر پایداری محیطی در معماری بر پایه متون حوزه دانش پایداری و معرفی شکل مطلوب رابطه معماری و طبیعت مبتنی بر مبانی ایرانی اسلامی و تلخیص و تفهیم محتوای این متون از طریق روش تحلیل محتوا، سعی کرده وجه بنیادین اما مغفول "معماری پایدار" را شناسایی و در قالب روش استدلال منطقی، مفهوم "معماری پایه دار" را برای تکمیل آن مطرح نماید. سپس با رجوع به مصادیق موجود معماری گذشته ایران با روش نظریه مبنایی، پایه داری در معماری را که بر اساس فهم وجوه سهگانه طبیعت (کالبدی، ذاتی و نشانهای) در سه سطح عینی، سرشتی و نمادین با طبیعت گفتمان برقرار میکند، معرفی و تشریح نماید. متناظر با این سه سطح "حضور مستقیم عناصر طبیعی"،"بهرهمندی از قوانین طبیعی و ویژگیهای سرشتی "و"حضور نمادین عناصر طبیعی" در این معماری، هماهنگی قابل اعتمادی میان معماری و طبیعت را موجب میشود، هماهنگی که ضمن بهرهمندی معماری از طبیعت، نه تنها به طبیعت آسیب نمیرساند، بلکه باعث همافزایی معماری و طبیعت نیز میگردد. به نظر میرسد توجه به مفهوم پایهداری و ذکر مصادیق آن در معماری گذشته ایران، میتواند مفهوم پایداری در معماری ایران را روشن ساخته و ارتقاء ببخشد.