دولتی بودن یا ملتی بودن؟: بنیادهای فرهنگ آموزش و برنامه درسی در ایران معاصر
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه فرهنگیان
doi
چکیده
عرصه آموزش و برنامه درسی در ایران، عرصهای است که دولت برای حفظ حاکمیت و مردم برای حفظ هویت، در جهت سیطره بر آن تلاشهای طاقتفرسایی را داشتهاند. دولتهای ایران تا قبل از آشنایی با سنتهای آموزش نوین غربی، از جادوی آموزش و برنامه درسی دولتی بیخبر بودند. پادشاهان قاجار که با این موضوع آشنا شدند، برای آنکه آموزش و برنامه درسی «ملتی» را به «دولتی» تبدیل کنند، تلاش خود را از سال 1230 آغاز کردند و این کار را حکومت پهلوی در سال 1345 نهایی کرد و جمهوری اسلامی نیز آن را در خدمت اهداف جدید، دنبال نمود. آنچه در بنیاد این کوششهای متعارض دولت ـ ملت قرار دارد، اعتقاد هر دو طرف به امکانپذیری القاء است؛ اعتقادی که شکلدهی رفتار و باور را ممکن قلمداد میکند. اما همچنان این پرسش مطرح است که آیا سیطره ظاهری بر آموزش و برنامه درسی توانسته به سیطره واقعی منتهی شود؟