واکاوی اصول قوامبخش حاکم بر مراتب مفهوم مرکز
نویسندگان
1 کارشناس ارشد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد
2 استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد
doi
چکیده
یکی از مفاهیمی که در مطالعات نظری معماری از آن بسیار سخن گفته شده، مفهوم «مرکز» است. در حوزۀ هنر و معماری، نظریهپردازانی چون کریستیان نوربرگ-شولتس، رودولف آرنهایم و کریستوفر الکساندر، همگی مفهوم «مرکز» را اساس نظریهپردازیهای خویش قرار دادهاند. این پژوهش در پی آن است که با مرور نظرگاههای گوناگون، منظومه معنایی جامعی برای فهم بهتر مفهوم «مرکز» پدید آورد. بدین منظور با تعمق در سخنان متفکران، انواع مختلف مراکز استخراج، نامگذاری و به صورت اجمالی شرح داده می شود. این انواع عبارتند از: مرکز حقیقی، جوهری، معنایی، عملکردی، کالبدی (شامل کالبدی مصنوع و طبیعی). پس از تبیین این انواع، روشن میشود که این مراکز مختلف ارتباطاتی درونی با یکدیگر دارند و در سایۀ اصولی در اثر معماری به قوام میآیند. این اصول موجب میشوند مراکز متنوع موجود در اثر، در نظامی وحدتیافته و متعادل کلیت آن را بیافرینند. برای تبیین این اصول از روش «تحلیل مضمونی» و «تعمق درونی» بهره گرفته شده است. این اصول عبارتند از: مراتب، تقارب، منظومه، تعادل و وحدت مراکز. در نهایت روشن میشود که سه اصل قوامبخش مقدماتی یعنی مراتب، تقارب و منظومۀ مراکز در ذیل اصول جامعتر تعادل و وحدت مراکز قرار دارند. همچنین، کلیۀ اصول پنجگانۀ قوامبخش مراکز در حقیقت نظرگاههای مختلف نسبت به یک حقیقت واحدند که همان وحدت مراکز است. کمال اثر هنری، ماحصل تحقق جمیع اصول قوامبخش است. همچنین اصول مذکور را می توان اصول جهانبینی برای معمار دانست به طوری که تا در جان معمار محقق نشوند، نمیتوانند در آثار نیز ظهور یابند. اگر معماری ایرانی- اسلامی را مبتنی بر اصول و نظامهای بنیادین هستی بدانیم، این نوشتار با روشن کردن بخشی از نظم ثابت موجود در هستی به بازخوانی معماری اسلامی کمک میکند.