بررسی ماهیت تربیتی تفکر انتقادی از دیدگاه اسلام و پساساختارگرایی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه الزهرا (س)
2 کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا (س)
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر تبیین تفکر انتقادی در تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام و پساساختارگرایی و مقایسه این دو رویکرد بوده است. همچنین به سوالات پژوهش درباره ماهیت تفکر انتقادی، روشهای پرورش تفکر انتقادی، موانع رشد تفکر انتقادی و وجوه تمایز و افتراق تفکر انتقادی از دیدگاه اسلام و پساساختارگرایی پاسخ داده شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-کاربردی با ماهیت کیفی است. پژوهش به شیوه مقایسهای و به صورت برودی انجام شده است. در نظر پساساختارگرایان حقیقت ساخته گفتمانها و حاصل روابط قدرت است. معرفتشناسی پساساختارگرایی مبتنی بر کثرتگرایی، ساختارشکنی، تمرکززدایی از عقل، رد دوگانگی و توجه به زبان در ساخت دانش و حقیقت است. در اسلام حقیقت مطلق سرچشمه خلق است. و انسان کاشف حقیقت میباشد. تفکر انتقادی پساساختارگرا بر تحقق خود، توجه به سایر فرهنگها و گفتمانها، نگرش تکثرگرایی فرهنگی و معرفتشناختی مبتنی است. روش تربیت تفکر انتقادی شامل تحلیل گفتمان، ساختارشکنی، روش تعاملی و مشارکتی، خواندن نقادانه و استفاده از متن است. تفکر انتقادی در اسلام مبتنی بر پرورش عقل نظری و عملی است. روشهای تربیت تفکر انتقادی شامل خردورزی، تجربهاندوزی، مناظره، مباحثه، پرسشگری و شرح صدر است. بهطور کلی تفکر انتقادی در اسلام با محوریت انسان و در جهت نیل به اهداف غایی اسلام است، در حالیکه پساساختارگرایان انسان را وسیله اصلاح ساختارها دانسته و هدف، تربیت شهروندی ساختارشکن است. در حقیقت میتوان گفت تفکر پساساختارگرا با نقد فراروایتها و ایدئولوژیها، با اندیشه اسلامی در تضاد است و تفکر انتقادی در اسلام، در چهار چوب اصل قیاسناپذیری برخی احکام و معارف دینی قابل قبول است.