تحلیل روایت نقش تجربه خیانت بر اعتماد بین ‌فردی و خانوادگی (مطالعه موردی: جوانان شهرستان زاهدان)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی،گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی،گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22067/social.2024.83531.1385
چکیده

این پژوهش در پی مطالعه نقش تجربه خیانت عاطفی و جنسی ذیل روابط زناشویی و عاطفی بر اعتماد افراد است. بدیهی است که ارتکاب خیانت توسط یکی از افرادی که خود را متعهد به وفاداری در رابطه زناشویی و عاطفی کرده است، می‌تواند منجر به آسیب‌های فردی و اجتماعی قابل‌توجهی برای طرفین شود. ازآنجایی‌که خلأ ناشی از مطالعه این پدیده در شهرستان زاهدان بنا به شرایط خاص فرهنگی و قومی به‌وضوح احساس می‌شد، این پژوهش بنا به خلأ مطالعه زمینه‌های خیانت عاطفی و جنسی در شهر زاهدان با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 32 نفر از جوانان شهرستان زاهدان انجام شد. پژوهش به روش تحلیل روایت و مطابق روش بروان و کلارک و با در نظر داشتن هم‌زمانی گردآوری اطلاعات و تحلیل انجام شده است. آنچه به دست آمد بر این نکته تأکید می‌کند که خیانت ممکن است در روابطی که بر پایه احساسات متزلزل و گذرا شکل گرفته‌اند و یکی از طرفین از ضعف‌های شخصیتی و روانی رنج می‌برد، اتفاق بیفتد. همچنین بروز رفتارهای غیرعادی که شک را در شریک عاطفی برمی‌انگیزد، او را مجاب به خودکنترلی در قبال خیانت شریکش می‌کند. نهایت امر، فرد خیانت دیده با اعتمادی خدشه‌دار شده، توانایی اعتماد خود را به افراد تا حدود زیادی از دست می‌دهد و دچار بدبینی و تشکیک نسبت به افراد می‌شود؛ ضمن اینکه رابطه عاطفیِ درگیر با خیانت با اختلالاتی جدی و حتی جدایی و طلاق ممکن است رو به رو شود.