مکان و هویت شخصی: نقش محیط کالبدی در شکلگیری «حس خود»
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای طراحی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
چکیده
در زندگیِ همة ما مکانهایی وجود دارند که خود را بدون آنها نمیتوانیم تصور کنیم. هر یک از آنها بخشی از «من» یا «خود» ما را میسازند. آنچه روانشناسان بدان «هویت شخصی» میگویند. مفهوم روانشناختیِ «هویت مکانی»، معرف جنبههایی از هویت شخصی فرد است که بهواسطة تجربة مکانها حاصل میشود؛ اما در توضیح جنبهی کالبدیِ هویت شخصی، نظریههای مختلفی وجود دارد که تفاوت میان آنها را میتوان ناشی از تفاوت میان تعریف آنها از مفهومِ«خود» دانست. در تعبیر سنتی، «خود» مجموعهای از ویژگیهاست که فرد را از دیگری متمایز میکند. اما در تعبیر متأخرتر، «خود» مجموعهای از معناهاست که فرد میان تجربههای زندگیاش میسازد. در تعبیر نخست «خود» ماهیتی «مفهومی» دارد و در تعبیر دوم از جنس «روایت» است. این مقاله میکوشد تا با اتکاء بر متون نظری و با مرور مفاهیم روانشناختی مرتبط، از منظر تعبیر دوم توضیح دهد که چگونه یک محیط کالبدی مشخص ـ مکان ـ با هویت شخصی افراد ارتباط مییابد.چنان که توضیح داده خواهد شد، آنچه باعث میشود یک مکان- رویدادِ مشخص، در تصویرِ فرد از خودش اهمیت بیابد، نه خودِ آن مکان- رویداد بلکه «نسبتی» است که میان فرد و آن مکان- رویداد شکل گرفته است و هر بار به کمک داستانها و صحنههای وابسته به آن بازسازی میسازد. میتوان گفت نقش علوم طراحی در شکلگیری نسبتی میان فرد و مکان- رویدادها، زمانی بارز میشود که بتوانند به کمک ایجاد و تقویت «کیفیتهایی واسطهای» میان فرد و یک مکان مشخص، امتزاج این دو، و امکان پدید آمدن داستانی مشترک میان «من» و «مکان» را میسر کنند.