نقد معناشناختی و وجودشناختی دیدگاه فخر رازی در صفات ذاتی خدا
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، واحد صفادشت، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان ومذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jid.2023.236650.2046چکیده
بحث ذات و صفات الهی را میتوان از ارزشمندترین مباحث رشتههای عقلی و نقلی دانست. عرفان خدا انگیزه بیشتری برای وصال به آن کمال مطلق حاصل میکند، برعکس عبادت جاهلانه که تأثیر بسیار کمتری در پی خواهد داشت؛ اینجاست که ارزش بحث خداشناسی و شیوۀ اتصاف ذات به صفات روشن میشود. درواقع بحث ذات و صفات به سه بخش معناشناسی ذات و صفات، هستیشناسی و معرفتشناسی آنها تقسیم میشود. در بخش معناشناسی تفاسیر گوناگونی وجود دارد و علم، قدرت، سمع، بصر، اراده، حیات و کلام که صفات سبعهاند، بر اساس مبانی عرفا و حکما و متکلمان و اهل شرع قابل تعریفاند. هستیشناسی و رابطۀ ذات و صفات نیز وجوه گوناگونی را دارد؛ مانند عینیت ذات و صفات که دیدگاه اهل شرع، حکما و عرفاست و به معنای نفی استقلال صفات است. قیام صفات به ذات یا زیادت صفات بر ذات دیدگاه اشاعره و فخر رازی است و نیابت ذات از صفات و اثبات ذاتی که همان صفات است، به معتزله نسبت داده میشود. فخر رازی نیز دیدگاههای متمایزی مانند اضافه و نسبیبودن علم و نفسیبودن کلام الهی دارد و در تعریف قدرت نیز صحت فعل و ترک را در فعل فاعل مختار وارد گردانیده است. این مقاله دیدگاه او را در دو بعد معناشناسی و هستیشناسی ذات و صفات بررسی، تحلیل و نقد میکند