عوامل اثرگذار بر جذب مقصد و دفع مبدأ مهاجرت روستایی و واکاوی معانی ذهنی مهاجران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج،ایران
doi
10.22067/social.2023.79998.1273چکیده
هدف این پژوهش، بررسی عوامل دافعه و جاذبه در مهاجرت روستاییان از طریق تمرکز بر روایتهای مهاجران است. اغلب تحقیقاتی که به این موضوع پرداختهاند، عموماً تفسیر ذهنی مهاجران درباره عوامل مؤثر در دفع مبدأ و جذب مقصد را نادیده گرفتهاند. جامعۀ موردمطالعه در این پژوهش، خانواده هایی بودند که از منطقه کامفیروز مهاجرت کرده و در شهرکهای سعدی و جوادیه شیراز مستقر شده بودند. در این پژوهش از روش روایتپژوهی برای دستیابی به روایت زندگی این افراد استفاده شد. همچنین برای گردآوری دادههای پژوهش از روش مصاحبه استفاده شد. مصاحبهها با رویکرد اکتشافی و به صورت نیمه ساختاریافته در سکونتگاههای این افراد انجام شد. پس از 22 مصاحبۀ عمیق اشباع نظری حاصل شد و چهار مدل به دست آمد: 1. مدل خانوادههای مهاجر دارای فقر اقتصادی، 2. مدل خانوادههایی که دچار دگرگونی ارزشی-هنجاری شدهاند، 3. مدل زمینداران روستایی ساکن در حاشیه شهر و 4. مدل خانوادههای علاقهمند به کار و تلاش دائمی (فرهنگ کار). تحلیل نتایج بیانگر این است که از دیدگاه مشارکتکنندگان عوامل دافعۀ مبدأ عبارتاند از: توسعه نیافتگی، بیکاری فصلی، نبود امکانات رفاهی و آموزشی، نظارت جمعی شدید و نقض حریم زندگی شخصی و عوامل جاذبۀ شهری نیز کسب منزلت اجتماعی بالاتر، جهت گیری مدرن، وجود شبکۀ آشنایان قبلی، فراهم بودن امکانات آموزشی مناسب و امکانات رفاهی بالاتر در شهر.