مفهوم‌پردازی نسبت میان دو نظام آموزش و پرورش عمومی و آموزش عالی در کشورهای منتخب جهان: رویکردی تطبیقی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

بی­گمان ساختار نظام آموزشی در یک کشور یکی از مهم­ترین و چالش­زاترین مباحث تصمیم­گیری در حیطه مدیریت و برنامه­ریزی نظام آموزشی محسوب می­شود. مسئله تناسب یا نحوه ارتباط میان ساختار آموزش و پرورش و آموزش عالی مقوله­ای است که در کشور ایران همیشه با نوعی قبض و بسط نظری همراه بوده است.  به نحوی که از یک­سو جداسازی این دو مسبوق به دلایل منطقی و قابل دفاع است. و از سوی دیگر گاهی اوقات زمزمه ضرورت ادغام و یکپارچه کردن آن­ها مطرح می­شود. مقاله حاضر برآن بوده است تا به­دور از جهت­گیری­ها و تعصبات سازمانی و یا برخوردهای عاطفی با این مقوله، وضعیت موجود نسبت میان دو نظام را با تاسی از مبانی نظری و نیز مطالعات تطبیقی در کشورهای مختلف جهان در قالب سناریوهای مختلف به تصویر کشد. و سیمایی نسبتاً جامع از این نسبت­ها یا ارتباطات موجود را برای لحاظ کردن در تصمیمات آتی فراهم سازد. در این راستا، ضمن بررسی منابع و مدارک علمی پژوهشی، وضعیت موجود در 10 کشور منتخب از 5 قاره جهان با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند و یا استفاده از اطلاعات جدید تبیین شده و ضمن ترسیم سناریوهای مختلف، نتیجه را در قالب یک نشست تخصصی Focus group)) مورد اعتباربخشی قرار داده است.