تحلیل اخلاقی جنگ اسرائیل ـ فلسطین(2023) و امکان‌سنجی اطلاق نسل‌کشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.48308/piaj.2025.241168.1747
چکیده

مقدمه: جنگ اسرائیل و حماس (از 7 اکتبر 2023) در نوار غزه به یکی از مصادیق برجسته و بحث‌برانگیز در حوزه اخلاق جنگ و حقوق بین‌الملل بدل شده است. تداوم منازعات مسلحانه، تلفات گسترده غیرنظامیان، نابودی زیرساخت‌های حیاتی و محاصره بلندمدت غزه، سوالات مهمی را درباره مشروعیت اخلاقی و حقوقی اقدامات نظامی اسرائیل پدیدآورده است. برخی تحلیل‌گران، کارشناسان و نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری از کاربرد واژه‌هایی چون «نسل‌کشی»، «پاک‌سازی قومی» یا «جنایات علیه بشریت» برای تفسیر و توصیف رفتار نظامی اسرائیل در غزه استفاده می‌کنند. در مقابل، برخی دیگر، این ادعاها را اغراق‌آمیز یا سیاسی می‌دانند. این نوشتار با هدف بررسی وضعیت اخلاق جنگ در منازعه اسرائیل و فلسطین (2023)، درصدد پاسخ به این سوال اصلی است که آیا می‌توان رفتار نظامی اسرائیل را ناقض اصول جنگ عادلانه دانست و شواهدی وجود دارد که رفتار آن را در چارچوب نسل‌کشی تحلیل‌کند؟ روش: نگارنده حسب ماهیت پژوهش از روش تحقیق استدلالی (Reasoning Approach) مبتنی بر رویکرد قیاسی برای تحلیل و تبیین ابعاد منازعه جنگ اسرائیل و حماس استفاده کرده است. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اسرائیل نه‌تنها در تحقق معیارهای اصلی، حق آغاز جنگ ـ شامل نیت صحیح، مرجع صالح، آخرین راه‌حل و احتمال موفقیت ـ ناکام، بلکه در اصول بنیادین رفتار عادلانه در حین جنگ مانند تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان، رعایت تناسب و ضرورت نظامی، به‌طور مکرر ناقض اصول اخلاقی در جنگ بوده است. داده‌های میدانی و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی حکایت از آن دارد که تخریب سیستماتیک زیرساخت‌های حیاتی، محاصره طولانی‌مدت و گفتمان سیاسی مقامات اسرائیل، واجد عناصری همچون «نیت خاص نابودی»، «هدف‌گیری جمعیتی» و «ماهیت سیستماتیک و گسترده» می‌باشد که در کنوانسیون ۱۹۴۸ به‌عنوان شاخص‌های نسل‌کشی تعریف شده است. نتیجه‌گیری: در مقام نتیجه‌گیری این پژوهش بر دو نکته کلیدی تاکید دارد: نخست، نظریه جنگ عادلانه گرچه چارچوب ارزشمند و مناسبی برای ارزیابی مشروعیت اقدامات نظامی ارائه می‌دهد اما در تبیین منازعات نامتقارن و خشونت‌های ساختاری معاصر ناکام و ناکافی می‌باشد بنابراین بازاندیشی و تکامل آن لازم و ضروری است. دوم، بر لزوم ورود جدی‌تر جامعه بین‌الملل به بررسی اتهام نسل‌کشی در قبال اقدامات اسرائیل و فعال‌سازی سازوکارهای الزام‌آور برای پیشگیری، توقف و مجازات آن تاکید دارد. باید توجه کرد بدون پاسخ‌گویی مؤثر در سطح حقوق بین‌الملل، اصول بنیادین اخلاق جنگ و حقوق بشردوستانه با خطر بی‌اعتباری مواجه شده است.