دلالت های سیاسی نظریه سعادت در قرآن
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.241308.1753چکیده
مقدمه و اهداف: نظریه پردازان سیاسی، معمولا صحت آراء خود درباره سیاست را به برداشتی از ماهیت انسان مستند میکنند. به این ترتیب، نظریهپردازی سیاسی ارتباط وثیقی با برداشت متفکران سیاسی از چیستی کمال نهایی و خیر اعلای انسان داشته است. نوشتار حاضر با این مبنای نظری به تبیین نظریه سعادت انسان از منظر قرآن کریم و سپس بررسی دلالتهای آن برای نظریه سیاسی خواهد پرداخت. قرآن کریم به عنوان مهمترین مبنای معرفتی برای همه دانشهای دینی، اساس سیاستگذاری و تنظیم روابط فردی و اجتماعی در یک جامعه اسلامی را تشکیل میدهد. در این میان سعادت فردی و اجتماعی مهمترین هدف برای نظریههایی محسوب میشود که رویکردی الهی و دینی را در نظریه پردازی سیاسی اتخاذ کردهاند. بر این اساس، نوشتار حاضر با هدف تبیین امتداد سیاسی و اجتماعی نظریه سعادت به عنوان یکی از مهمترین مباحث انسان شناسی انجام شده است.روش: در پژوهش حاضر با تکیه بر روش تفسیر موضوعی قرآن کریم تلاش میشود برداشتی منسجم از نظریه سعادت و کمال غایی و نهایی انسان از منظر قرآن کریم ارائه شود. سپس دلالت و نتایج این موضوع برای نظریه سیاسی تبیین خواهد شد.یافتهها: نظریه سعادت انسان از منظر قرآن کریم، در آیات مختلفی مورد تاکید قرار گرفته است. دریافت رحمت الهی، آزمایش انسان، و عبودیت و قرب الهی مهمترین اهدافی هستند که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است. آنچه در آیه 56 سوره ذاریات مورد تاکید قرار گرفته است بیان کننده نظریهای جامع درباره سعادت انسان است که همان عبودیت خداوند است. این هدف غایی، نتایج و دلالتهای مشخصی برای نظریه سیاسی دارد. هر نظریه سیاسی، متضمن برداشتی از سعادت انسان است و یک شکل خاص از حیات انسان و سعادت او را مورد حمایت و حفاظت قرار میدهد. به این معنا، نظریه عبودیت محور سعادت انسان در قرآن کریم، دلالتهای خاصی برای نظریه سیاسی مورد تایید قرآن دارد. اولین استلزام آن است که تعیین کننده غایت دولت است. غایت یا غایات دولت مهمترین مولفه هر برداشتی از دولت است. مشروعیت دولت، کیستی حاکمان و نحو اجرای اقتدار سیاسی به عنوان مولفههای اصلی هر نظریه دولت، همه بر اساس ارتباطی که با غایت دولت پیدا میکنند تعیین میشوند. دولت باید بر اساس ویژگیها و خصوصیاتی که سعادت انسان مشخص میکند، قواعد حیات اجتماعی را تعیین و اجرا کند. دلالت دیگر نظریه سعادت مورد نظر قرآن برای نظریه سیاسی، نفی سکولاریسم است به این معنا که تمایز میان عرصه دین و عرصه سیاست، در تضاد با ماهیت انسان و غیرموجه است. ضرورت رهبری سیاسی امام معصوم (ع) در جامعه سیاسی دینی از دیگر نتایج برداشت عبودیتمحور از سعادت است. رهبری سیاسی معصومان، به این معناست که اقتدار سیاسی باید با رهبری امام معصوم (ع) که در بالاترین مرتبه عبودیت و قرب الهی قرار دارد محقق شود.نتیجهگیری: نظریه سعادت عبودیتمحور هم توجیهکننده دولت و مشروعیت آن است و هم غایت اصلی دولت به عنوان مهمترین مولفه آن را تعیین میکند. تمایز میان عرصه دین و عرصه سیاست که مبنای نظری سکولاریسم محسوب میشود، با توجه به نظریه سعادتی که از عبودیت خداوند و تبعیت از احکام الهی به دست میآید، تمایزی غیرموجه و در تضاد با ماهیت انسان است. همچنین رهبری مسیر حرکت به سوی تقرب الهی و عبودیت خداوند، باید به وسیله امام معصوم(ع) صورت گیرد. رهبری سیاسی معصومان، به این معناست که اقتدار سیاسی باید در اختیار کسانی باشد که در بالاترین مرتبه عبودیت و قرب الهی قرار دارند.