نقد روانکاوانۀ باورها و کنشهای عامیانه در مجموعه داستان عزاداران بیل غلامحسین ساعدی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز،
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
دانش روانکاوی بیش از یک سده مورد توجه همگان واقع شده است. فروید(Sigmund Freud، 1939- 1856) بنیانگذار مکتب روانشناسی پایههای این علم را برافراشت و شاگردانش به اصلاح و بالندگی آن پرداختند. روانکاوی شخصیتها یکی از جنبههای بارز داستانهای ساعدی است که در آن آموزههای روانشناسانی چون فروید، یونگ(Carl Gustavo Jung، 1961- 1875) و آدلر(Adler، 1937- 1870) بیش از دیگران نمود مییابد. شیوههای روانکاوی شخصیتها در مجموعه داستان عزاداران بیل، گاهی به صورت فراگیر و گاهی نیز به صورت نمادین به کار رفته است؛ فراگیر از آن جهت که بر درونمایۀ این مجموعه اثر نهاده است. نمادین از آن جهت که گاهی خواستار معنایی فراواقعی است. در این پژوهش تلاش بر آن است که چگونگی تأثیر و به کارگیری این اندیشههای روانشناسی بر مجموعه داستان «عزاداران بیل»، به روشی تحلیلی واکاوی گردد. این مقاله افزون بر بررسی عناصری چون منشها و کنشهای روانی شخصیتها که در هماورزی با یکدیگر هستند، باورها، کنشهای عامیانه و خرافات را که در روانشناسی جمعی مطرح میشوند، تحلیل میکند؛ هرچند این مقاله به این نتیجه رسیده که رویکردهای روانکاوانه در برخی از داستانهای این مجموعه بیش از دیگری بوده است.