پیمایش نگرشهای عمومی نسبت به امر حکمرانی داده در ایران ؛درک حلقه مفقوده
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 پژوهشگر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه، مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، تهران، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.241314.1754چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به تحول دیجیتال و نقش روزافزون دادهها در تصمیمگیریهای حکمرانی، درک نگرشهای عمومی نسبت به امر حکمرانی داده اهمیت فزایندهای یافته است. حکمرانی داده به عنوان چارچوبی برای مدیریت، حفظ و بهرهبرداری از دادهها، علاوه بر تأثیر بر سیاستگذاری، شفافیت و پاسخگویی دولت، مستلزم پذیرش و تعامل جامعه است. در ایران، با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک، همچنان حلقه مفقودهای در شناخت نگرشهای عمومی نسبت به استفاده، حفاظت و اشتراک دادهها مشاهده میشود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نگرشهای عمومی نسبت به حکمرانی داده، شناسایی موانع اجتماعی و فرهنگی، و ارائه راهکارهایی برای ارتقای تعامل جامعه با سیاستهای داده محور طراحی شده است. به ویژه، تمرکز بر فهم عواملی است که موجب اعتماد یا بیاعتمادی شهروندان نسبت به مدیریت دادهها میشوند. اهداف اصلی این مطالعه شامل تعیین سطح آگاهی عمومی از حکمرانی داده، ارزیابی نگرشها نسبت به شفافیت و امنیت دادهها، و شناسایی حلقههای مفقوده در سیاستگذاری دادهها میباشد. علاوه بر این، پژوهش در پی پاسخ به این سوال کلیدی است: «چه عواملی نگرش عمومی نسبت به حکمرانی داده در ایران را شکل میدهند و سیاست گذار چگونه میتواند این نقش حلقه مفقوده را در سیاستهای داده کشور بر طرف نماید؟» روش: در این پژوهش در رشته علوم سیاسی، از دادههای مصاحبهمحور بهعنوان روشی کارآمد برای سیاستگذاری استفاده شده است. روش پژوهش از نوع نگرش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمی است. دادهها از طریق مصاحبههای ساختارمند و پرسشنامه طیفی (۱ تا ۵) گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای علوم سیاسی، حقوق، مهندسی برق و کامپیوتر، جغرافیای سیاسی و جامعهشناسی است و حجم نمونه با مدل کوکران ۱۵۰ نفر تعیین شده است. پژوهش بر پایه روش نمونهگیری غیراحتمالی انجام گرفته است. دادهها پس از جمعآوری، در نرمافزار SPSS کدگذاری و در بخش Data View وارد شدند. سپس با دستور Frequencies میانگین پاسخها محاسبه و در جدولهای کلی تنظیم شد. هدف پژوهش، تحلیل دادههای توصیفی برای بررسی مسائل حکمرانی داده در جامعه کنونی است و نتایج در بخش یافتهها ارائه گردیده است. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادههای پیمایشی نشان میدهد که سطح آگاهی عمومی نسبت به مفاهیم حکمرانی داده در ایران محدود است و بسیاری از شهروندان با مفاهیمی چون شفافیت دادهای، امنیت اطلاعات و حقوق دیجیتال آشنایی کافی ندارند. این کمبود آگاهی با بیاعتمادی نسبت به نهادهای متولی دادهها و نگرانی از سوءاستفادههای احتمالی همراه است. همچنین، یافتهها نشان میدهند که فقدان سازوکارهای شفاف اطلاعرسانی و مشارکت اجتماعی، حلقه مفقوده اصلی در فرآیند حکمرانی داده را شکل میدهد. از سوی دیگر، افرادی که تجربه تعامل با خدمات دیجیتال حکومتی دارند، نگرشهای مثبتتری نسبت به مدیریت دادهها نشان میدهند، که نشاندهنده نقش تجربه مستقیم در تقویت اعتماد عمومی است. نتایج پژوهش همچنین حاکی از این است که فرهنگ سازمانی و سیاستگذاریهای کلان میتوانند نقش تعیینکنندهای در پذیرش عمومی داشته باشند و ضعف در این حوزهها موجب افزایش مقاومت و بیاعتمادی شهروندان میشود. در نهایت، شناسایی این حلقه مفقوده و عوامل مؤثر بر نگرش عمومی، امکان طراحی راهکارهای سیاستی مبتنی بر مشارکت اجتماعی، شفافیت و آموزش دیجیتال را فراهم میآورد، که میتواند به بهبود کیفیت تصمیمگیریهای داده محور و تقویت اعتماد شهروندان به نهادهای حکومتی منجر شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان میدهد نگرش عمومی به حکمرانی داده در ایران تحت تأثیر عواملی چون آگاهی دیجیتال، تجربه مستقیم با خدمات الکترونیک و اعتماد به نهادهای حکومتی است. مهمترین چالش، فقدان شفافیت و آموزش در حوزه حقوق دیجیتال است که به "حلقه مفقوده" بین سیاستگذاری و پذیرش اجتماعی منجر شده است. پر کردن این شکاف نیازمند رویکردی چندبعدی شامل آموزش عمومی، شفافیت نهادها و طراحی سیاستهای مشارکتمحور است. تقویت اعتماد از طریق مشارکت فعال شهروندان و تضمین امنیت دادهها، به پذیرش موفق حکمرانی داده کمک میکند در نهایت، موفقیت حکمرانی داده علاوه بر توسعه فناوری، نیازمند هماهنگی با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه است.