شناخت رابطۀ بین رضایتمندی اقتصادی و مسئولیتپذیری اجتماعی (مطالعۀ موردی: کارکنان پارس جنوبی (عسلویه))
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
doi
10.22067/social.2023.83872.1399چکیده
جوامعی که در آن افراد پاسخگوی وظایف مدنی خود هستند و منافع شخصی خود را فدای منافع کل جامعه میکنند و احساس مسئولیتپذیری اجتماعی را در خود پرورش دادهاند و نهادینه کردهاند، با آهنگ رشد سریعتری در مقایسه با سایر جوامع به سمت توسعه پایدار حرکت میکنند. هدف اصلی این مطالعه، شناخت رابطه بین رضایتمندی اقتصادی و مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان پارس جنوبی بود که با روش توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری مطالعهشده، کارکنان پارس جنوبی بودند. برای تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری مانند همبستگی، مقایسه میانگینها، رگرسیون چندگانه و سایر آزمونها استفاده شد. تعداد نمونه مطالعهشده 400 نفر بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد که میانگین مسئولیتپذیری اجتماعی در میان کارکنان برابر 51/83 است که این نمره در مقایسه با میانگین موردانتظار (105) در حد کمتری قرار دارد و بیانگر میزان مسئولیتپذیری پایین کارکنان است. نتایج نشان میدهد که بین میزان رضایتمندی اقتصادی و میزان مسئولیت اجتماعی آنها (29/0 =r) رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان میدهد که رضایتمندی اقتصادی به اندازه (19/0= Beta) در تبیین متغیر وابسته تأثیر دارد و 53/0 درصد از واریانس متغیر مسئولیتپذیری اجتماعی را تبیین کرده و توضیح داده است (53/0=R²). بحث اساسی در این پژوهش مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان پارس جنوبی است. آنچه از نتایج پژوهش حاضر برمیآید، این است که میانگین مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان کمتر از حد متوسط است. این نتیجه آن چیزی را که فایول مطرح میکند مبنی بر اینکه مسئولیتپذیری اجتماعی افراد در سازمان، در تن دادن آنها به قواعد و اصول برنامهریزیشدهای است که در سازمان برای آنها مطرح است، تا حدی در بُعد قانونی مسئولیتپذیری اجتماعی خدشهدار میکند. به تعبیر زیمل، مسئولیتپذیری اجتماعی، نوعی وظیفه مدنی است که به رفاه دیگران در جامعه کمک میکند.