چارچوب مفهومیِ فهمِ تحولات حکمرانی در بحرانها
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی ، تهران، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.240333.1702چکیده
چکیده مبسوطمقدمه: در طول تاریخ، بحرانهای بسیاری زمینهساز تحولات اجتماعی بودهاند. یکی از عرصههای تأثیرپذیر از بحرانها، حکمرانی در سطح ملی بوده است. اهمیت بررسی تأثیر بحرانها بر حکمرانی و ایجاد تحول در حکمرانیِ کشورها، دلیل موجهی برای طراحی یک چارچوب تحلیلی در زمینه بررسی تغییرات حکمرانی تحت تأثیر بحران است. در میان آثار موجود درباره تحولات ناشی از بحرانها، در اغلب مواقع قسمت خاصی از عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مدنظر قرار گرفته است. این آثار با بررسی برشهای خاصی از حوزههای اجتماعی به بررسی دقیق تحولات ناشی از بحرانهای بزرگ بر حوزههای کوچک پرداختهاند. در آثاری هم که مربوط به حکمرانی بودهاند، حکمرانی بیش از همه محدود به بررسی حضور کمی و کیفی حکومت در حکمرانی بوده و جامعه و بخش خصوصی تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفتهاند یا بر حسب یک نظام کلان حکمرانی بررسی نشدهاند. علاوه بر این، در برخی آثار جدید نیز، رویکردهای بسیار کمی و یا کمیسازیشده بهشدت گمراهکنندهاند و هیچ چارچوب تحلیلی یا مفهومی کلاننگری را درجهت فهم همهجانبۀ تأثیر بحرانها بر حکمرانی کشورها در سطح ملی ارائه ندادهاند. بر همین اساس، ارایه الگوی تحلیلیِ مناسب جهت بررسی تحولات حکمرانی تحت تأثیر بحران هدف اصلیِ پژوهش حاضر به شمار میآید.روش: با توجه به گستره مفهومی و درهمتنیدگی روابط در عرصه حکمرانی، رهیافت انتقادیـهنجاری بهعنوان کارآمدترین رویکرد برای بررسی ابعاد کلان و گسترده تحولات ناشی از بحرانهای بزرگ مورد استفاده قرار گرفته است، چراکه علاوه بر بهرهمندی از نگاه مسالهمحور، سعی در دوری از افراط و تفریط موجود در دو رهیافت تبیینی و تفسیری دارد و در عین حال، خود را از تواناییها و ظرفیتهای این دو رهیافت محروم نمیسازد. در این مقاله، تلاش میشود در چارچوب رهیافت انتقادیـهنجاری و با توجه به ویژگیهای مفهوم حکمرانی، روش مقایسهای برای فهم تحولات حکمرانی در برهههای قبل و بعد از یک بحران مورد استفاده قرار گیرد.بحث و یافتهها: مفهوم بحران در ابعاد مختلف تشریح میشود و افزون بر این، مفهوم حکمرانی در معنای موسع آن، بهعنوان صدور و اجرای احکام، بر حسب نقشآفرینیِ سه رکن جامعه، حکومت و بازار و رابطه آنها با یکدیگر مد نظر قرار میگیرد و بر همین اساس، پنج الگوی حکمرانی اقتدارگرایانه، سرمایهدارانه، مردمسالار، متوازن و ناحکمرانی مطرح میشود و در پرتوی آنها الگوی تحلیلی حکمرانی تحت تاثیر بحران ارایه میشود. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که جایگاه جامعه، حکومت و بازار در صدور و اجرا احکام نشاندهنده وضعیت حکمرانی است. در این راستا، چگونگی تغییر در جایگاه هر رکن یا حتی تغییر در تفسیر و پیادهسازی احکام در چارچوبهای عملیِ متفاوت، مسیر فهم تغییر جایگاه ارکان حکمرانی، تحت تأثیر بحران است. بر این اساس، تمامی تغییرات رخ داده در بازه زمانی بحران را هم نمیتوان بهعنوان معلول بحران در نظر گرفت، بلکه در عوض، نقش و چگونگی ایفای نقش بحران در تغییر جایگاه جامعه، حکومت و بازار در حکمرانی نیز باید تا حد امکان در درون یک روند تاریخی کلان تشریح شود، بطوریکه خطوط تمیز نسبتا مشخصی میان عوامل و متغیرهای مزاحم و کنترل ترسیم شود و پس از آن، نقش بحران در تحولات مذکور مورد بررسی قرار گیرد.نتیجهگیری: میتوان بررسی وضعیت ارکان حکمرانی و تحولات آن تحت تأثیر بحران را در صدور و اجرای قوانین و همچنین مقاومت در برابر صدور و اجرا قوانین ردیابی کرد. البته، واضح است که بازیگران، سرمایههای ارکان سهگانه، روابط پیچیدهای در فرایند اعمال نفوذ در حکمرانی با یکدیگر دارند.