مفهومسازی عقلانیت استراتژیک رهبری در فرایند توسعه؛ آموزههای برآمده از تجربه آسیا
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.240413.1710چکیده
مقدمه و اهداف: بعد از جنگ جهانی دوم، رشد و توسعه از اهداف ضروری و حیاتی هر کشوری محسوب میشد. ازاینرو، بیشک فهم دلایل تحولات و همچنین بازشناسی رموز رشد، توسعه و پیشرفت کشورها حائز اهمیت فروان است. توسعه و رهبری چنان به هم گره خوردهاند که بدن شک دشوار است که یک گروه انسانی یا حتی حکومتی را بدون رهبر تصور کرد. پس هنگامیکه از رهبری صحبت میشود، معمولاً فکر متوجه کسانی میشود که در رأس یک سازمان، گروه و یا حکومت قرار دارند؛ زیرا این رهبران هستند که میتوانند تغییرات بزرگ را رقم بزنند. ازاینجهت شناخت دلایل توسعه و پیشرفت این کشورها بیشک بدون توجه به نقش رهبران و عقلانیت استراتژیک آنها که خود را در دل شرایط بغرنج نشان میداد، غیرقابل تصور است. هدف این مقاله پاسخ به این سؤال است که با مدنظر قرار دادن نقش رهبران در روند توسعه کشورهای مختلف، خصوصاً کشورهای شرق آسیا، آیا میتوان به مفهومی از عقلانیت استراتژیک رهبری برای تبیین توسعه این کشورها استفاده کرد؟ و اگر جواب مثبت است، این عقلانیت استراتژیک رهبری از چه مولفههایی برخوردار است؟ مقاله این فرضیه را موردبررسی قرار میدهد که توسعهای که حداقل در نیمقرن اخیر در بسیاری از کشورها، ازجمله کشورهای شرق آسیا رخ داده است، مرهون و مدیون عقلانیت استراتژیک رهبران این کشورها بوده است.روش: در راستای بررسی این فرضیه، در این مقاله، تلاش شده است که شاخصهای عقلانیت استراتژیک رهبری از طریق تحلیل و تفسیر محتوای سخنرانیها، زندگی نامهها، اسناد و دیگر آثار مرتبط با رهبران استخراج شود. لذا با مطالعه این متون، سعی بر آن است تا مولفههای اصلی مفهوم عقلانیت استراتژیک رهبری بهعنوان مفهوم کلیدی در رازگشایی از معمای توسعه این کشورها، تا حد امکان شناسایی و شاخصسازی شود. یافتهها: با عطف نظر به تجارب توسعه برخی کشورها در طول چند دهه اخیر، خصوصاً تجربه توسعه کشورهای شرق آسیا، باوجود مسیرهای متفاوت توسعه و حتی تفاوتهای فرهنگی، سیاسی و تاریخی، آنچه بیشتر از همه جلبتوجه میکند، نقش رهبران این کشورها در توسعه و پیشرفت کشورهایشان است. این نقش چنان پررنگ و بااهمیت است که اصولاً توسعه هرکدام از این کشورها، با نام یک رهبری سیاسی پیوند خورده است. پس فصل مشترک و پایه ثابت تمام این کشورها برای توسعه، وجود رهبرانی است که توانستند با در پیش گرفتن سیاستهای مناسب، مسیر توسعه خود را هموار کنند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تجربههای اخیر توسعه در خصوصاً کشورهای شرق آسیا، مرهون رهبرانی است که به لطف عقلانیت استراتژیک خود، زمینهساز توسعه شدهاند؛ عقلانیتی استراتژیک که میتوان شاخصهایی همچون خیال محدود در مقابل خیال نامحدود، تراژیک اندیشی سیاسی، ایجاد اعتماد، استفاده از نظریات معتبر، اولویتبندی مسائل، متناسبسازی مسئله با راهکار، احساس مسئولیت، تکیه بر واقعیت چراغ راهنمای سیاست، عملگرایی و ایجاد سازوکارهای خود اصلاحکننده را برای آن برشمرد.نتیجهگیری: رمز موفقیت و شاخص کلیدی این رهبران را میتوان در مفهوم عقلانیت استراتژیک رهبری خلاصه کرد. اگر نقش رهبران در مسیر توسعه کشورهای شرق آسیا مورد توجه قرار گیرد، برای مفهومسازی از عقلانیت استراتژیک رهبری، ناگزیر باید به توضیح و تفسیر علمی و عملی شاخصها و مولفههای آن پرداخته شود. هرچند نمیتوان عقلانیت استراتژیک رهبری را محدود به این ویژگیها و شاخصها دانست اما، هم میتواند نقطه شروعی برای رهبران، جهت یادگیری از تجربه دیگر همتایان موفق خود باشد و هم سرآغازی برای بحثهای آکادمیک بیشتر در باب این مفهوم.