تحلیل موانع هوشمندسازی مدارس در مرحله اجرا بر اساس نظریه‌های نوآوری آموزشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه بوعلی سینا

2 کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه بوعلی سینا

doi
چکیده

هدف این پژوهش تحلیل موانع توسعه مدارس هوشمند دوره اول متوسطه شهرستان صحنه با توجه به ویژگی­های اجرای نوآوری آموزشی بود. هوشمندسازی برنامه نوآورانه آموزشی است که در راستای تلفیق فاوا با برنامه­درسی مدارس صورت می­گیرد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن از نوع پدیدار­شناسی است. مشارکت­کنندگان آن آگاهان کلیدی شامل دبیر، مدیر و معاونین فناوری هستند که بر اساس نمونه­گیری هدفمند 21 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند و مبنای کفایت نمونه اشباع نظری بود. داده­ها با مصاحبه نیمه­ساختاریافته جمع­آوری و با استفاده از روش پنج مرحله­ای اسمیت تحلیل شدند. جهت اطمینان از صحت  داده­ها از معیارهای موثق بودن، تأیید­پذیری، قابلیت­اعتماد و انتقال­پذیری استفاده گردید. یافته­ها نشان داد؛ اجرای برنامه هوشمندسازی مدارس در شهرستان صحنه با موانعی مانند ضعف دانش دبیران، عدم باور به استفاده سازنده­گرایانه از رایانه، ضعف مهارت و خودکارآمدی در کاربرد فناوری­ها، مقاومت معلمان و مدیران در برابر نوآوری، نارسایی در پشتیبانی­های فنی و آموزشی، عدم انطباق ساختارهای آموزشی با تلفیق فناوری­ها، عدم استفاده از ظرفیت­های اولیاء ، ضعف فرهنگ استفاده از فناوری و مدیریت غیرپاسخگو روبروست.