تلفیق الگوی برنامه ریزی آرمانی چی‌بی‌شف و فوکوس-لاس جهت تعیین برنامه زراعی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه خوارزمی

2 استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 دانشجو دکتری دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22034/ecoj.2020.11172
چکیده

بخش کشاورزی نقش اساسی و زیر­بنایی در اقتصاد ملی هر کشوری دارد. امروزه متد­هایی که برای تعیین الگوی کشت توأم با ریسک برای محصولات زراعی بکار می­روند، اغلب در جهت افزایش رفاه کشاورزان و حداکثر­سازی سود آنها قدم بر­می­دارند. در مطالعه حاضر، هدف تدوین الگوی بهینه کشت محصولات کشاورزی در شرایط ریسکی در منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان براساس داده­های مقطعی 96- 1395می­باشد. برای این منظور، از مدل تلفیقی برنامه ریزی آرمانی چی­بی­شف و مدل فوکوس-لاس شد. نتایج نشان داد که در زمین­های بیش از 3 هکتار مقدار درآمد ناخالص، در مناطق زابل، زهک و هیرمند به ترتیب 1954567، 1324568 و 1245751 تومان و لاس در منطقه زابل و هیرمند به ترتیب 351254 و 4/253698 تومان در هکتار می­باشد و این نتایج نشان دهنده این است که با افزایش سطح زیرکشت مزارع الگوهای تولید با چند محصول محدود را انتخاب می کنند و هرچه مزرعه کوچکتر شود برای کاهش ریسک درآمدی خود تنوع محصولات کشت شده را افزایش می­دهد. از طرف دیگر با افزایش سطح زیرکشت مقدار مصرف آب کمتر شده و درآمدناخالص افزایش می یابد. در همه مزارع نمونه درآمد ناخالص بدست آمده بیش از نیاز خانوار برای نیازهای اولیه بوده و با استفاده از آن می تواند سرمایه گذاری بیشتری انجام دهد. پیشنهاد می­گردد که با اجرای سیاست یکپارچه سازی مزارع کوچک در منطقه سیستان، درآمد ناخالص کشاورزان را افزایش داده و همچنین موجب استفاده بهینه از نهاده­ها می­شود.