بازسازی معنایی درک معلمان زن شاغل از شغلشان در شهر بابل
نویسندگان
1 دکتری تخصصی جامعهشناسی اقتصاد و توسعه، دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشیار جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 استادیار جمعیتشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22067/social.2023.76885.1179چکیده
منابع انسانى از عوامل اساسى در هر سازمان است. این موضوع در آموزش و پرورش اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا این نهاد پرورشدهنده منابع انسانى ماهر براى هر سازمانى است؛ بنابراین آموزش و پرورش به افرادى علاقهمند براى اثربخشی بیشتر در سیستم تعلیم و تربیت نیازمند است. جامعهای که پیشرفت میخواهد و خواستار توسعة کشور، صنعت و فناوری است و نمیخواهد از جوامع دیگر عقب بماند، چارهای جز توجه به اقشار شغلی مختلف جامعه بهخصوص معلمان ندارد؛ بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بازسازی درک معنایی زنان معلم از شغل خویش در شهر بابل است. بدین منظور پژوهش با راهبرد کیفی نظریه زمینهای انجام گرفت. مشارکتکنندگان بالقوه تحقیق، معلمان زن شهر بابل استان مازندران در سال 1400 بودند. در یک فرایند نمونهگیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع با 20 نفر مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام گرفت که تا اشباع نظری دادهها ادامه یافت. پیادهسازی و کدگذاری نظری متن مصاحبهها، به استخراج هشت مقوله منجر شد که عبارتاند از: علاقهمندی و اشتیاق زیاد به آموزش، حفظ کرامت انسانی، رضایتمندی، رعایتنکردن حق و حقوق، بازخورد مناسب، مشکلات ساختاری، ارزشمندی، نظام آموزشی بسته و تغییرنیافتنی آموزشی. بهرغم تصور رایج، معلمان شغلشان را قابلاحترام و با ارزش اجتماعی زیاد میدانستند و در عین حال، از مسائل مالی و کمبود امکانات و تجهیزات ناراضی بودند؛ بر همین اساس، مقوله هستهای «رضایت از شغلی پرمحتوا و فرسودگی ناشی از ساختار آنومیک» در این زنان معلم بوده است. با توجه به محرز شدن مقوله هستهای، لازم است مدیران آموزشوپرورش برنامههایی را برای ارتقا و بهبود انگیزه شغلی و احساس خودکارآمدی اجرا کنند. بهطبع، بخش مهمی از این برنامههایی که لازم است در نهاد آموزش و پرورش اجرا شود، باید بنیادی و معطوف به تغییرات ساختاری باشد.