ابعاد مادی و غیرمادی ژئوپلیتیک نوین هوش مصنوعی: پویاییهای رقابت آمریکا و چین
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته دیپلماسی و سازمانهای بینالمللی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.240434.1712چکیده
چکیده تفصیلیمقدمه و اهداف: رقابت بر سر هوش مصنوعی منازعهای بنیادین بر سر ترسیم آینده تکنولوژیک مطلوب، معماری نظم نوظهور دادهمحور جهان و بازتعریف مفاهیم قدرت و امنیت در قرن بیست و یکم به شمار میرود. برای درک این پویاییهای پیچیده، نیازمند رویکردی هستیم که تنها به جنبههای فنی یا اقتصادی محدود نماند؛ بلکه پیوند عمیق میان فناوری، قدرت، فضا و گفتمان را نیز واکاوی کند. این رقابت چندوجهی که ریشههایی در تلاش برای کنترل دادهها و الگوریتمها دارد، ابعاد تازهای از منازعه ژئوپلیتیکی را پیشروی ما میگذارد. پژوهش حاضر تلاش میکند تا به واکاوی ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرتهای بزرگ میان آمریکا و چین بپردازد. پرسش اصلی ما این است: پویاییهای رقابت ژئوپلیتیکی هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین چگونه تحتتأثیر رویکردهای واگرایانه در حکمرانی و سیاست صنعتی، ابعاد گفتمانی و نشانهگرایی راهبردی، و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی شکل میگیرد و چه پیامدهایی برای نظم ژئوپلیتیکی جهانی در پی دارد؟رهیافت نظری: این مقاله با تلفیق سه جریان فکری مکمل – ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نظریه سیاست صنعتی – ابزار تحلیلی لازم برای واکاوی رقابت هوش مصنوعی میان آمریکا و چین را فراهم میآورد.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، به تحلیل ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرتهای بزرگ میان ایالات متحده و چین میپردازد. ماهیت پیچیده و چندوجهی این پدیده، اتخاذ روشی را ضروری میسازد که بتواند لایههای عمیقتر قدرت، گفتمان و معانی را درک کند؛ ازاینرو، از یک طرح تحلیلی مقایسهای کیفی بهره بردیم. یافتهها: تفاوتهای بنیادین در رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی هوش مصنوعی میان چین و ایالات متحده که ریشه در نظامهای سیاسی، ارزشها و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی آنها دارد، به تفاوتهای ساختاری در این سیاستها انجامیده است. رویکرد دولتی، متمرکز و دستوری در چین، در مقابل رویکرد بازارمحور با مداخلات هدفمند و فزاینده دولتی در آمریکا، نمایانگر راهبردهای متمایز برای ساخت و کنترل فضای تکنولوژیک جهانی است .این تفاوتها مستقیماً به شکلگیری اکوسیستمهای فناورانه متمایز و در حال واگرایی منجر شده و پیامدهای عمیقی برای زنجیرههای ارزش، استانداردها و جهتگیریهای نوآوری در صنعت هوش مصنوعی در سطح جهانی دارد. درحالیکه چین بر خودکفایی و کنترل متمرکز تأکید دارد، آمریکا به دنبال حفظ برتری تکنولوژیک از طریق هدایت نوآوری بخش خصوصی و محدودسازی دسترسی رقبا است. تحلیل این تفاوتها از منظر تلفیقی ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و سیاست صنعتی نشان میدهد چگونه مبارزه برای قدرت ژئوپلیتیکی، در قالب سیاستها و رویکردهای مادی، در حال شکلدهی به آینده هوش مصنوعی و نظم جهانی است.بحث و نتیجهگیری: در راستای هدف فرعی اول (تحلیل مقایسهای رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی)، رویکردهای واگرایانه دولتی در چین و بازارمحور با مداخلات فزاینده در آمریکا که ریشه در فلسفهها و ارزشهای ملی متفاوت آنها دارند، مبنای مادی رقابت را شکل میدهند و مستقیماً به پیامدهایی چون دوقطبی شدن تکنولوژیک منجر میشوند. همچنین، در پاسخ به هدف فرعی دوم (بررسی ابعاد گفتمانی، نقش تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نشانهگرایی راهبردی)، تبیین کردیم چگونه ابعاد غیرمادی نظیر تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و گفتمانها، نقش حیاتی در شکلدهی به ادراک از هوش مصنوعی، استفاده از آن بهعنوان نشانهگرایی راهبردی و بازنمایی رقابت در بستر ژئوپلیتیک انتقادی ایفا میکنند و بر تعاملات میان بازیگران تأثیر میگذارند. در نهایت، در تحقق هدف فرعی سوم (تبیین پیامدهای ژئوپلیتیکی)، روشن ساختیم که تعامل پیچیده این پویاییهای مادی و غیرمادی، منجر به پیامدهای گستردهای برای نظم جهانی میشود؛ پیامدهایی نظیر افزایش ریسک تعارض، اختلال در تجارت و رقابت در کشورهای جنوب که از منظر ژئوپلیتیک انتقادی قابلدرک هستند و نشاندهنده بازآرایی قدرت و فضا در عصر هوش مصنوعی هستند.