رابطه خلاقیت سازمانی با ساختار ارگانیکی و مکانیکی مدارس: مطالعه موردی مدارس متوسطه

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی دانشگاه شیراز

doi
چکیده

با توجه به اهمیت و نقش تعیین­کنندة ‌ساختار سازمانی بر کارکردها و عوامل مختلف سازمان و در نتیجه،‌ تأثیر آن بر میزان خلاقیت و نوآوری سازمانی، تحقیق حاضر با هدف «مقایسه‌ میزان خلاقیت سازمانی و ابعاد شش‌گانه آن در مدارس با ساختار ارگانیکی و مکانیکی» به روش پیمایشی صورت پذیرفته  است و جامعه آماری آن 280 نفر از مدیران مدارس متوسطه شیراز بود که تعداد 160 نفر ازآن‌ها  بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای – سهمیه‌ای به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش دو مقیاس ساختار سازمانی با سه بعد (تمرکز، رسمیت، پیچیدگی) و خلاقیت سازمانی با شش بعد (تحمل شکست، ‌پذیرش ابهام، تشویق نظریه‌های جدید، پذیرش تغییر، تحمل تضاد و کنترل بیرونی کم) بود که پایایی آن‌ها از طریق ضریب آلفای کرانباخ و روایی آن‌ها به‌صورت صوری تأیید شد. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون‌های t مستقل، همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس دوطرفه استفاده گردید.  نتایج تحقیق نشان داد که میزان خلاقیت سازمانی در مدارس با ساختار ارگانیکی بیشتر از مکانیکی است. هم‌چنین نتایج به‌دست آمده از آزمون t مبین آن بود که بین مدارس با ساختار ارگانیکی و مکانیکی از نظر ابعاد شش‌گانه خلاقیت سازمانی نیز تفاوت معناداری وجود دارد که میزان همه ابعاد در ساختارهای ارگانیکی بیشتر از مکانیکی بود. بر این اساس ساختارهای ارگانیکی از شکست نمی‌ترسند، ‌ایده‌ها و نظریات مبهم را می‌پذیرند و افراد را تشویق به ارائه ایده‌های جدید می‌کنند. در مقابل تغییر مقاومت کمتری داشته ‌و از تغییر استقبال می‌کنند و هم‌چنین از پیدایش نظریات متناقض در سازمان استقبال کرده‌ و از کنترل و نظارت مستقیم کمتری نسبت به مدارس مکانیکی برخوردارند.