بررسی ترجیح طایفهای در رفتار انتخاباتی و عوامل مرتبط با آن در شهر یاسوج در یازدهمین دورۀ انتخابات مجلس شورای اسلامی
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 دانشجوی کارشناسیارشد، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22067/social.2023.78924.1232چکیده
مطالعات رفتار انتخاباتی قومیتی در ایران، معمولاً در مکانهایی انجام شدهاند که مبتنی بر قومیتهای مختلفاند. پژوهش حاضر از چشماندازی متفاوت در شهر یاسوج که دارای یک قوم غالب است، انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است تا ترجیح طایفهای در رفتار انتخاباتی مطالعه شده و رابطه آن با هویت طایفهای و سنتگرایی بررسی شود. این پژوهش از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش همۀ شهروندانی بودند که در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شرکت کردند. درمجموع، 406 نفربه روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار تحقیق برای سنجش سنتگرایی و هویت طایفهای، پرسشنامههای پژوهشگرساخته بود که با استفاده از اعتبار سازه، تعیین اعتبار شده و با استفاده از همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ تعیین پایایی شدند. برای سنجش متغیر وابسته ترجیح طایفهای، از انطباق پاسخهای پاسخگویان به سؤال درباره طایفهشان و سؤال درباره کاندیدای انتخابیشان استفاده شد؛ بر همین مبنا، مشارکتکنندگان در تحقیق، به دو گروه با ترجیح طایفهای و بدون ترجیح طایفهای دستهبندی شدند. یافتههای توصیفی تحقیق نشان داد، برخلاف انتظار، تنها 6/38 درصد از افراد براساس تعلقات طایفهای رأی میدهند. یافتههای استنباطی با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد، متغیرهای سنتگرایی و جنسیت، احتمال ترجیح طایفهای در رفتار انتخاباتی را افزایش میدهند، اما متغیر تحصیلات دانشگاهی، احتمال ترجیح طایفهای در رفتار انتخاباتی را کاهش میدهد. بهعلاوه، یافتههای تحقیق نشان داد، متغیرهای هویت طایفهای، سن، وضع تأهل و وضع شغلی، رابطه معناداری با ترجیح طایفهای در رفتار انتخاباتی ندارند و قادر به پیشبینی معنادار آن نیستند. با توجه به یافتههای تحقیق، برخی ملاحظات باید مدنظر قرار گیرند که در انتها به آنها اشاره شده است.