روابط امارات متحده عربی و ترکیه: همکاری متوازن (2023-2011)
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.48308/piaj.2025.239260.1669چکیده
چکیده مبسوطمقدمه و اهداف: اگر انقلابها را نقطه شروع تغییر نظم بینالمللی بدانیم، موج ناآرامیهای عربی زمینهساز ظهور نظم جدیدی شد که با وجود گذشت بیش از یک دهه، همچنان منطقه را تحتتاثیر قرار میدهد. این موج از اواخر 2010 در تونس آغاز شد و به سرعت در کشورهای عربی و حتی غیر عرب خاورمیانه گسترش یافت. اولین نتیجه این اعتراضات سرنگونی پنج حاکم در تونس، مصر، لیبی، یمن و در نهایت سوریه بود که منجر به تغییر بازیگران اصلی در روابط بینالملل خاورمیانه شد. این بدان معناست که برخی از کشورها مانند مصر، سوریه و اردن دیگر در مرکز معادلات قدرت منطقهای قرار ندارند، در حالی که برخی دیگر مانند امارات متحده عربی، ترکیه و قطر به عنوان بازیگران اصلی خاورمیانه پس از ناآرامیهای عربی ظاهر شدند. در این میان، رابطه امارات و ترکیه موضوع قابل توجهی است که باید مورد بررسی قرار گیرد، زیرا آنها بازیگران اصلی منطقه در این دوره جدید هستند. ناآرامیهای عربی تاثیر عمیقی بر تغییر روابط بین این دو بازیگر گذاشت. علیرغم تعلق هر دوی این بازیگران به جهان اسلام و سنی بودن، دیدگاههای متفاوت آنها در مورد نقش و اجرای اسلام سیاسی منجر به درگیری بین آنها شده است. این درگیری ژئوپلیتیکی از شرق مدیترانه تا لبه جنوبی خلیج فارس و از سوریه تا لیبی مشهود است.روش: پژوهش حاضر با بهرهگیری از نظریه موازنه قوا به بررسی روابط ترکیه و امارات در دوره پس از ناآرامیهای عربی میپردازد. تجزیه و تحلیل موازنه و همکاری متقابل آنها برای دسترسی به منابع ملی مربوطه ضروری است. روش تحقیق ترکیبی از دادههای کمی و تحلیل کیفی است. در بخش کمی، از دادههای آماری روابط اقتصادی، سیاسی و سایر روابط بین دو کشور برای شناسایی الگوها و روندها استفاده میشود. بخش کیفی از روش توصیفی-تحلیلی استفاده میکند تا با تحلیل محتوای اسناد، روابط دوستانه و خصمانه آنها را عمیقتر بررسی کند. منابع این مطالعه شامل کتب، مقالات علمی معتبر، پایاننامهها، وب سایتهای مرتبط و گزارشات بینالمللی موسسات تحقیقاتی است. تلاش شده است تا دادهها با رویکردی بیطرفانه تحلیل شوند. این رویکرد ترکیبی نتایج مستند و قابل اعتمادی را به دست میدهد که درک روابط امارات و ترکیه را افزایش میدهد و به طور مؤثرتری فرضیه تحقیق را آزمایش میکند.یافتهها: بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در دوره پس از ناآرامیهای عربی، علیرغم جهتگیریهای متفاوت این دو بازیگر نسبت به تحولات منطقهای و نقش اسلام سیاسی در امور داخلی و خارجی، آنها با شناخت نیازهای متقابل، روابط اقتصادی نسبتا خوبی را حفظ کردهاند. در اصل، در چارچوب تئوری موازنه قوا، این بازیگران از نظر نفوذ ژئوپلیتیکی به عنوان محدودیت بر یکدیگر عمل کردهاند، در حالی که در بخش اقتصادی، بدون توجه به تقابلهای سیاسی، شرکای قابل اعتمادی بودهاند. ذکر این نکته ضروری است که این احساس نیاز متقابل منجر به تعدیل در منافع ملی مربوطه آنها شده است. تحلیل شاخصهای اقتصادی حاکی از تقویت همکاری بین این بازیگران در دوره 10 ساله پس از نارامیهای عربی است. این روابط از سال 2021 بهطور قابل توجهی گسترش یافته است و هدف آنها حصول حجم تبادل اقتصادی بیش از 30 میلیارد دلار در سالهای آینده است.نتیجهگیری: روابط متقابل این دو بازیگر نشان میدهد که سیاست در معنای واقعگرایانه آن بازتابی از انتخابهای عقلانی برای تحقق منافع ملی است. به عبارت دیگر، از منظر واقعبینانه، دولتها میتوانند و باید با یکدیگر همکاری کنند و در عین حال اختلاف داشته باشند. این همکاری و نیاز متقابل این فرصت را برای آنها فراهم میسازد تا در فضایی صمیمانه به مشکلات مربوطه رسیدگی کنند و راهحل بیابند. مروری بر تاریخ روابط میان امارات و ترکیه در دهه گذشته نشان میدهد که این دو بازیگر علیرغم خویشتنداری متقابل در معادلات منطقهای، همکاریهای اقتصادی سازنده نیز داشتهاند. امارات متحده عربی، با تشخیص آسیبپذیریهای ذاتی خود به عنوان یک کشور کوچک و کم جمعیت، به دنبال جلب حمایت ترکیه است. از سوی دیگر، ضعف اقتصادی و وابستگی ترکیه به سرمایهگذاریهای خارجی منجر به توسعه الگوی خاصی از روابط شده که نشاندهنده خویشتنداری متقابل از منظر سیاسی و همکاری متقابل از منظر اقتصادی است.