ادراک «دیگری» معلول در بستر اجتماعی ایران از دیدگاه متخصصین جامعهشناسی
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات برنامه درسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه مطالعات برنامه درسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
4 دانشیار گروه مطالعات برنامهدرسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22067/social.2023.75923.1157چکیده
هدف پژوهش حاضر، ادراک دیگری معلول در بستر اجتماعی ایران بود. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود و میدان پژوهش اساتید جامعهشناسی دانشگاههای شهر تهران بودند. با استفاده از نمونهگیری گلولهبرفی و رسیدن به اشباع دادهها، 13 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود. برای تعیین قابلیت اعتماد مصاحبهها از راهبردهایی چون بازبینی توسط شرکتکنندگان و یک داور ناظر استفاده شد. تحلیل دادهها نیز براساس روش شبکه مضامین آترید-استرلینگ صورت گرفت. نتایج در سه مضمون سازماندهنده شامل موانع نگرشی، موانع فیزیکی و موانع نهادی استخراج شد. بهطورکلی، نتایج نشان داد که معلولان در مقایسه با دیگر گروهها و اقلیتهای جامعه، در نظام سیاستگذاری و برنامهریزی کمتر لحاظ شدهاند و مسائل آنها بهخوبی شناسایی نشده است؛ بنابراین نظام تصمیمگیری جامعه نیازمند اتخاذ سیاستها و برنامههایی برای حضور و مشارکت فعال معلولان است. بدون مشارکت فعال و برابر معلولان و سازمانهای نماینده آنها، استراتژیها و برنامههای توسعه موجب تداوم و تبعیض علیه افراد معلول میشود؛ بااینحال، برای مؤثر بودن سیاستها و برنامهها باید باورهای فرهنگی مربوط به ناتوانی را که در جامعه وجود دارد، در نظر بگیرند. اگر بخواهیم در این زمینه یک گام به جلو حرکت کنیم، درک ناتوانی بهعنوان نقص یا محدودیت باید بهعنوان یک ویژگی منحصربهفرد از هویت کلی فرد بازتعریف شود. با توجه به نقش مؤسسات آموزشی در اجتماعی کردن نسل بعدی شهروندان، مدارس میتوانند نقشی جداییناپذیر در پرورش جامعه عادلانهتر، بهویژه از طریق آموزش چندفرهنگی ایفا کنند تا ضمن ترویج معلولیت بهعنوان یکی از تنوعهای فرهنگی موجبات کاهش اختلاف بین گروهها و تقویت روابط بین گروهی را فراهم کنند.