قرن اقتدارگرایی (تحلیل ویژگیها و اشکال اقتدارگرایی در قرن 21)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.48308/piaj.2025.238047.1623چکیده
چکیدهمقدمه و اهدافبرخلاف پیشبینیهای خوشبینانه پس از جنگ سرد مبنی بر ترویج و تثبیت دموکراسی لیبرال در سطح جهانی، امروز شاهد گسترش و تحکیم اشکال مختلف حکمرانی اقتدارگرا هستیم؛ به گونهای که در حال حاضر، اقتدارگرایی الگوی اصلی حکومت در سطح جهان است. این واقعیت، نشاندهنده تغییرات عمیق در ساختارهای سیاسی و اجتماعی جوامع است و ضرورت توجه و پژوهش بیشتر برای درک ابعاد و پیامدهای آن را ایجاب میکند. بدین منظور، این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤالات زیر است: اقتدارگرایی قرن 21 چه ویژگیها و اشکال متمایزی دارد؟ از چه سازوکارهایی برای رسیدن به قدرت و تداوم آن استفاده میکند؟ چه تفاوتهایی بین اقتدارگرایی در کشورهای در حال توسعه و پیشرفته وجود دارد؟روش تحقیقاین پژوهش با روش تحقیق ترکیبی (کمی- کیفی) و با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی ابعاد و ویژگیهای گسترش اقتدارگریی در حکمرانی پرداخته است. در بخش کمی، از آمار و دادههای سازمانهای بینالمللی نظیر خانه آزادی، و موسسه وی- دم استفاده شده است. در بخش کیفی، ضمن بررسی و تحلیل یافتههای محققان برجسته در حوزهی دموکراسی و اقتدارگرایی، ابتدا به مقایسهی اقتدارگرایی قدیم و جدید پرداخته شده و سپس، شیوههای بروز و ظهور اقتدارگرایی جدید در کشورهای در حال توسعه و پیشرفته با یکدیگر مقایسه شدهاند. دادههای مورد نیاز از طریق منابع اسنادی-کتابخانهای و همچنین پایگاههای داده آماری سازمانهای بینالمللی جمعآوری شدهاند.یافتههااقتدارگرایی در قرن 21، واجد ویژگیهایی متفاوت از اشکال تاریخی خود است. این نوع اقتدارگرایی عموماً متکی به انتخابات بوده، کثرتگرایی محدودی را به نمایش میگذارد، از خشونت کمتری بهره میبرد و به گونهای ظریفتر در قالب دموکراسی به پیش میرود. به بیان دیگر، رژیمهای اقتدارگرای نوین، اگرچه ظاهری کاملاً استبدادی ندارند، اما در مسیر دموکراتیکشدن نیز گام برنمیدارند، در حالی که نسبت به گذشته از مقاومت و پایداری بیشتری برخوردارند. این رژیمها، از انجام اقداماتی که منجر به محکومیتهای داخلی و بینالمللی میشود، اجتناب میکنند. سرکوب، بازداشتهای جمعی و اعدام به ندرت به کار گرفته میشوند و عمده شهروندان، خشونت مستقیم دولتی را تجربه نمیکنند. با این وجود، ماهیت اقتدارگرایی همچنان بر تمرکز قدرت و کنترل شدید بر جامعه استوار است که از طریق ابزارهایی نظیر سرکوب مخالفان سیاسی، سانسور رسانهها، محدودیت آزادیهای مدنی و فقدان پاسخگویی و شفافیت در نهادهای دولتی اعمال میگردد. گسترش اقتدارگرایی در سطح جهانی، اعم از کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه، به شیوههای مختلفی ظاهر شده است: انتخاب شخصیتهای پوپولیست و مخالف رویههای قانونی، مانند دونالد ترامپ در ایالات متحده، قدرتیابی راستگرایان افراطی، مانند جورجیا ملونی در ایتالیا، تداوم قدرت اقتدارگرایانی چون رجب طیب اردوغان در ترکیه، و تعمیق اقتدارگرایی در کشورهایی نظیر چین تحت رهبری شی جینپینگ.نتیجهگیریبراساس نتایج تحقیق باید گفت که تسلط پارادایم دموکراتیک در قالب موج سوم دموکراسی پس از جنگ سرد، پدیدهای غیرمعمول و گذرا بوده است. این امر به دلیل توقف پیشرفت دموکراسی و گسترش مدلهای اقتدارگرایانه حکمرانی است که در طول تاریخ نیز شکل غالب اداره جوامع بودهاند. اقتدارگرایی جدید با ویژگیهای خاص خود بهطور فزایندهای قویتر و رایجتر میشود؛ بهویژه جوانان، به نوعی آن را میپذیرند و حتی ممکن است خواستار آن باشند. اگرچه احتمال تحولات داخلی و کاهش زمینههای اقتدارگرایی در برخی کشورها وجود دارد، اما شواهد نشان میدهد که رژیمهای اقتدارگرای کنونی در آینده نزدیک به آسانی از بین نخواهند رفت.