نقد نظریه رایج برنامه درسی پنهان؛ ضرورت چرخش پارادایمی از برنامه درسی قصد نشده به برنامه درسی قصد شده
نویسندگان
1 استادیار برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی،
2 دانشجوی دکتری برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
چکیده
هدف مقاله حاضر، نقد نظریه رایج برنامه درسی پنهان از منظر رویکرد غیر قصد شده این نوع برنامه درسی است. آنچه امروزه در ادبیات برنامه درسی، پنهان خوانده میشود ناظر به یادگیریهای ضمنی است که یادگیرنده بدون قصد قبلی سیاستگذاران و برنامهریزان برنامه درسی، بدان دست پیدا میکند. درواقع آنچه در طیف کنترلی برنامهریزان درسی قرار ندارد، برنامه درسی پنهان خواندهشده است. این مقاله بر آن است نقدی بر این رویکرد داشته، این نوع نگاره و نگاه را به چالش کشیده و در عوض نگاه متفاوت و بدیلی ارائه نماید. در نگاه جدید، استدلال میشود برنامه درسی پنهان اساساً نمیتواند قصد نشده نباشد، چون در این صورت با مفهوم برنامه و بهتبع آن، برنامه درسی پنهان در تضاد خواهد بود. این نوشتار استدلال میکند که یادگیریهای دیگری غیر از برنامه درسی قصد شده در کلاس وجود دارد و شاید پر کششتر و پرانرژیتر از برنامه درسی رسمی باشد، اما نمیتواند عنوان آن «برنامه» و «پنهان» باشد. این نوع پدیده میتواند هر چیزی بهغیراز برنامه درسی پنهان باشد. همانطوری که در اصل مقاله نیز بدان اشاره شده است، محقق آن را «یادگیری» مینامد، آن هم یادگیری ضمنی، اما آن را برنامه درسی نمیداند و نیز به آن برنامه درسی پنهان اطلاق نمیکند. پایان مقاله، تأکید خود را بر ارائه قرائتی متفاوت از قرائت رایج برنامه درسی پنهان اختصاص داده و مؤلفههای این نوع برنامه را که اتفاقاً هم پنهان است و هم قصد شده در اختیار خواننده قرار میدهد.