مسئولیت اجتماعی هنرمند و کارکرد انتقادی هنر درمواجهه با بحرانهای طبیعی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
doi
10.22059/jsal.2021.333177.666094چکیده
بحرانهای طبیعی، هرساله زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان را متأثر میسازد و موجب خسارات قابل توجهی میگردد. در بسیاری از بحرانها، ابعاد اجتماعی فاجعه، بهمراتب مصیبتبارتر از ابعاد اقتصادی و تلفات جانی آن است و بحران هویتِ ناشی از آن، میتواند برای مدت طولانی، جامعه را با مشکلات جدی مواجهسازد. به همین دلیل یکی از مهمترین اهداف مدیریتبحران، بازسازی مناطق بحرانزده نهتنها از لحاظ فیزیکی بلکه از نظر اجتماعی و فرهنگی است. هنر، از مؤثرترین ابزار در کاستن از شدت آسیبهای اجتماعی و بازسازیِ مجدد جامعه است.این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای، با هدف بررسی کارکرد انتقادی هنر و مسئولیت اجتماعی هنرمند در مواجهه با بحرانهای طبیعی و پاسخ به این پرسش انجامگرفته که نقش هنر و رسالت هنرمندان در نقد و بررسی مدیریت بحران و به چالش کشیدن وضع موجود چیست و بهعنوان نمونۀ موردی، آثار هنریِ پس از طوفان کاترینا در آمریکا مورد تحلیل قرارگرفتهاست. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که مفاهیم اجتماعی همچون پایداری، روحیۀ بازسازیِ جمعی، امید به آینده و... که در ژرفساخت اثر هنری تجلی مییابند، میتوانند معنا و هویتِ جمعیِ ازدسترفتۀ جامعه را به آن بازگردانند و موجب جهتگیریِ تازهای از کنشِ اجتماعی گردند. همچنین «هنرمندان»، بهعنوان گروه نخبگان معنوی، بهمدد مدیومهای هنری میتوانند با نقد و بررسی نحوۀ مواجهه با بحران و به چالشکشیدن مسائل اجتماعی در هنگام بحران همچون اختلاف طبقاتی، تبعیض نژادی، عدالت اجتماعی و...، موجب افزایش شناخت جامعه و دستیابی به فهم و آگاهی بیشتر نسبت به واقعیتهای موجود گردند.