تجربۀ بیگانگی در زندگی روزمره: مطالعۀ موردی فضای شهری تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار جامعهشناسی، گروه مطالعات فرهنگی، مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، تهران، ایران
3 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استادیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22067/social.2023.78339.1220چکیده
پژوهش حاضر در رویکردی مردمنگارانه و انتقادی و با استفاده از رهیافت هانری لوفوردر تحلیل فرایند تولید فضا، به مقایسه طبقاتی این تجربه در میان زیستکنندگان فضای شهری تهران پرداخته است. تجربه بیگانگی بهمثابه رابطهای مختلشده و ابزاری در برابر رابطهای بهمنزله هدف فینفسه و به معنای تملک در برابر مالکیت تعریف شد. سه فضای بازار بورس، مجموعه دریاچه خلیجفارس و باملند و محله خلازیر بهمثابه نمایندگانی از فضاهای انتزاعی و انضمامی و سهگانههای فضایی لوفور انتخاب شدند. دادههای چندگانه شامل مشاهده، عکس، مصاحبههای شخصی، دادههای پژوهشهای قبلی و مردمنگاریها، مستندهای ویدیوئی، اسناد سازمانی، گزارشهای مطبوعاتی و پیمایش آنلاین درباره هر فضا جمعآوری شد، به شیوه تفسیری و استقرایی تحلیل، کدگذاری و مقولهبندی شد و در تحلیل فرمی، کارکردی و ساختاری استفاده شد. نتایج مطالعه نشان میدهد، تجربه بیگانگی با دیگری، خود، کار، فضای شهری و زندگی روزمره، تجربه مشترک میان زیستکنندگان این فضاها و با نظم فضایی مرتبط است، اما در مرکز و حاشیه معانی متفاوتی مییابد و به شیوه متفاوتی در آگاهی روزمره ادغام میشود. تجربه بیگانگی در مناسبات تولید، به بیمعنایی کار، بازار رقابتی و کالاییشدن مربوط میشود و تجربهای در مقیاس جهانی است؛ درحالیکه تجربه بیگانگی مرتبط با ساختار سیاسی و فرهنگی به ویژگیهای خاص شهر تهران وابسته است. جلوههای متنوع زندگی روزمره در کنار ممنوعیتها، هراسها و شکافها، مانع از شکلگیری آگاهی جمعی و درنتیجه تلاشی جمعی برای بیگانگیزدایی میشود. مومنتهای زندگی روزمره در سطوح متفاوتی از واقعیت اجتماعی ممکن است رهاییبخش عمل کنند و در سطحی بالاتر عقیم بمانند.