نگاه خیره نظارتکننده و شکلدهی به بدن مطیع مدرنیزه شده در فیلم بلوچ 1351
نویسندگان
1 گروه آموزشی سینما، دانشکدهی سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران
doi
10.22059/jsal.2022.328682.666061چکیده
بلوچ (1351) داستان انتقام مردی روستایی از دو مرد شهری قاچاقچی عتیقهجات است که به همسر وی تعرض کردهاند. در طول فیلم شخصیت امیر قدرت خود را از امکان نامرئی بودن و دیدن بدون دیده شدن، به دست میآورد. او ابتدا بلوچ را که در پی انتقامگیری است از طریق ساز و کارهایی به سوژه مرئی خود مبدل میسازد، و از این طریق وی را تحت نظارت خود قرار میدهد. با این حال نگاه نظارت کننده امیر، از ظرفیت تاثیرگذاری برخوردار است و میتواند با حکاکی اصول خود بر بدن بلوچ، وی را به بدنی مطیع و منضبط مبدل سازد. در انتهای فیلم اما چرخشی اساسی در جهت نگاه پدید میاید، و با واژگونی مدل سراسربینانه، بلوچ نیز از قدرت نگاه برخوردار میشود و جایگاه نظارتی امن و نامرئی امیر از بین میرود. پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای صورت گرفته است، با بهرهگیری از آرای میشل فوکو در رابطه با ساز و کار نظارتی قدرت انضباطی، میکوشد نگاه نظارت کننده امیر بر بلوچ و نقش این نگاه در تبدیل کرن بلوچ به بدن مطیع را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش این بحث را مطرح میسازد که تلاش امیر برای مطیع و مدرنیزهسازی بدن بلوچ، در ارتباط با نگاه انضباطی حکومت پهلوی و تلاشهای این حکومت برای شکلدهی به پیکر اجتماعی منسجم قابل بررسی است. نگاه خیره همگنکنندهای که با نفی و از بین بردن تفاوتها، در پی شکلدهی به پیکر مطیع و همگن اجتماعی است.