نگاهی تازه به‌ جایگاه زبان و ادبیات فارسی و عربی در دربار یعقوب لیث و جانشینان او

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

doi
10.48308/hlit.2019.98916
چکیده

آغاز سرایش شعر فارسی و تعیین نخستین شاعر تاریخ ادبیات فارسی یکی از مهمترین مباحثی است که به دلیل وجود آرا و اقوال مختلف در هاله­ای از ابهام باقی مانده است. مطابق با نظر برخی از پژوهشگران، یعقوب لیث صفاری به عنوان احیاگر شعر فارسی از زبان عربی بی­بهره بوده­است و جانشینان وی نیز راه او را در بی­اعتنایی به زبان و ادب عربی پیموده­اند. مقالة حاضر در نظر دارد با هدف تبیین جایگاه زبان و ادبیات عربی در دربار یعقوب لیث و جانشینانش، بر اساس منابع کتابخانه­ای با روش توصیفی- تحلیلی، دلایلی را بر عربی دانستن یعقوب و جانشینانش ذکر کند و به روشنگری دربارة وضعیت زبان و ادبیات عربی در آن دوران بپردازد. نتایج این مقاله نشان می­دهد که سلسلة صفاریان؛ به ویژه در قرن چهارم هجری از شعر عربی رویگردان نبوده؛ بلکه دوست­دار آن نیز بوده است و آنچه در مورد یعقوب لیث، مؤسس این سلسله، مبنی بر بی­بهره بودن وی از زبان عربی و احیاگری شعر فارسی آمده، بی پایه و اساس و ریشه گرفته از کتاب تاریخ سیستان است.