تحلیل روابط برخی صفات با عملکرد دانه در کلزا جهت بهبود غیرمستقیم آن تحت شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی انتهای فصل

نویسندگان

1 استاد گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

2 دانشیار پژوهش بخش تحقیقات دانه‌های روغنی، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران

3 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات علوم زراعی- باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران

4 دانشجوی دکتری، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

5 دانشیار گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

doi
10.22077/escs.2024.7001.2252
چکیده

به‌منظور بررسی روابط بین عملکرد و صفات فنولوژیک و زراعی و تعیین روابط بین این صفات در ژنوتیپ‌های بهاره کلزا هفت لاین با پنج تستر در سال 98-1397 تلاقی داده شدند. دورگ‌ها به‌همراه 12 والد در شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی انتهای فصل ارزیابی شدند. نتایج همبستگی صفات در شرایط نرمال نشان داد عملکرد دانه با صفات تعداد خورجین در بوته، تعداد خورجین در شاخه‌های فرعی، قطر ساقه در ارتفاع 20 سانتی‌متری، تعداد دانه در خورجین و تعداد شاخه‌های فرعی دارای همبستگی مثبت و معنی‌دار بود. در شرایط تنش خشکی انتهای فصل، صفات تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین و قطر خورجین، دارای همبستگی مثبت و معنی‌دار و روز تا شروع گلدهی دارای همبستگی منفی و معنی‌دار با عملکرد دانه بودند. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه مسیر در هر دو شرایط آزمایش، صفات تعداد خورجین در بوته، وزن هزاردانه، تعداد دانه در خورجین و ارتفاع اولین خورجین از سطح زمین دارای اثرات مستقیم مثبت و روز تا رسیدگی فیزیولوژیک دارای اثرت مستقیم منفی بر روی عملکرد دانه بودند. همچنین، طول ساقه اصلی در شرایط آبیاری نرمال و تعداد خورجین در شاخه‌های فرعی در شرایط تنش خشکی آخر فصل دارای اثرات مستقیم منفی بر روی عملکرد دانه بودند. با این‌حال، تمام این اثرات مستقیم منفی توسط اثرات غیرمستقیم مثبت از طریق سایر صفات خنثی شده و غیرمعنی‌دار شدن ضرایب همبستگی صفات مزبور با عملکرد دانه را موجب گردید. به‌طورکلی، در هر دو شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی انتهای فصل، تعداد خورجین در بوته و تعداد دانه در خورجین سهم بالایی از تغییرات کل را در بر داشته و مؤثرترین صفات بر عملکرد دانه بودند. از این‌رو، با توجه به اینکه این صفات وراثت‌پذیری بیشتری نسبت به عملکرد دانه دارند، گزینش در جهت افزایش آنها می‌تواند برای بهبود غیرمستقیم عملکرد دانه در برنامه‌های به‌نژادی قابل توصیه باشد.