تحول در مواضع سیاسی و اجتماعی جنبش آزادیبخش مردم ایران/جاما ( 1342-1357): از سوسیالیسم خداپرستانه تا انقلاب و حکومت اسلامی
نویسندگان
1 دکتری تاریخ ایران، دانشگاه تربیت مدرس، کارشناس پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/piaj.2025.237483.1607چکیده
مقدمه و اهداف: در این تحقیق، تلاش شده است تا بازتولید کشمکشهای گفتمانی و سیاسی در جامعه معاصر ایران و ضرورت بازاندیشی در میراث فکری آنها مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اینکه این کشمکشها بخشی جداییناپذیر از فرآیندهای اجتماعی و تاریخی بودهاند، واکاوی و تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی گروهها و جریانهای تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است. جنبش آزادیبخش مردم ایران (جاما) یکی از این جریانهای تأثیرگذار است که در برههای حساس از تاریخ کشور، در قالب یک گفتمان خاص به ارائه دیدگاهها و راهکارهایی برای تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته است. از این رو، بیان مواضع جاما نهتنها پاسخی به نیازهای جامعه پژوهشی برای درک عمیقتر این جنبش است، بلکه ابزاری برای بازشناسی و تحلیل تحولات تاریخی و فکری در ایران معاصر نیز به شمار میآید. مسئله اصلی این تحقیق، تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی جاما و بررسی تحولاتی است که این مواضع در جریان تحولات تاریخی و گفتمانی تجربه کردهاند. هدف این پژوهش، شناسایی و واکاوی ریشهها، ویژگیها و تأثیرات گفتمان جاما در تاریخ معاصر ایران است. همچنین، تحقیق حاضر قصد دارد به تبیین نحوه تطور این مواضع از یک گفتمان سوسیالیستی-توحیدی به گفتمانی اسلامی در دوره منتهی به انقلاب اسلامی بپردازد.روش و رهیافت: در تحقیق پیشرو، برای جمعآوری و گردآوری دادهها و سنجش صحت و سقم آنها از روش تحقیق تاریخی استفاده و در بخش تحلیل و تفسیر متون نیز به هرمنوتیک زمینهمند و قصدگرای اسکینر تاسی شده است. با تأسی به رهیافت اسکینری که تفسیر متن و فهم معنای آن را از طریق مطالعه متون و شناخت زمینه اجتماعی و سیاسی با تکیه بر «شیوه عمل بیانی» یا «کنش گفتاری» ممکن میداند، کوشش شده تا مواضع این جنبش و تحول از سر گذرانده شده بیان شود. در رویکرد زمینه باور و هرمنوتیک قصدگرای اسکینر معانی اصطلاحات و مفاهیم و گزارههای هر دوره تاریخی منوط و محدود به آن دوره هستند و برای نیل بدین مقصود باید جریانها و گرایشهای فکری، مباحث و استدلالهای رایج و پرسشها و پاسخهای مطرح در آن دوره را مورد تحقیق قرار داد. ازاینرو به حوادث و وقایع زندگی و زمینه فکر و عمل گردانندگان تشکیلات جنبش بهمثابه سوژههای تاریخی توجه شده است.یافتهها: جاما بر اساس تحلیل دورانی خود، جامعه ایران را در آستانه گذار به یک تحول اجتماعی ارزیابی و در راستای تحقق آن، برنامهای را مبتنی بر یک ایدئولوژی تبلیغ میکرد. این ایدئولوژی مورد نظر، سوسیالیسم بر پایه خداپرستیای بود که ضمن توجه به سوسیالیسم اخلاقی و انسانی بر هویت دینی در شکل توحیدی تأکید داشت. همچنین جاما در عرصه سیاسی به دنبال براندازی نظام سلطنتی و استقرار حکومت عدل و کار در قالب نظامی دموکراتیک و در عرصههای اجتماعی و اقتصادی به دنبال تحول و تحققی سوسیالیستی با محوریت تامین حقوق و آزادیهای اساسی مردم بود. استراتژی گذار در برنامه مذکور نیز، بر این پایه استوار بود که به دلیل عدم شایستگی نظام کهنه در جوابگویی به خواستهای مردم و ناتوانی طبقات اجتماعی در تصاحب قدرت از مسیر کلاسیک، باید یک گروه سیاسی و انقلابی با تکیه بر مشی قهرآمیز و مسلحانه از طریق مبارزه فراگیر و دامنهدار قدرت سیاسی و حکومتی را از طبقه حاکم سلب، جانشین آن شده و تحول و دگرگونی در کلیه شئون اجتماعی را محقق سازد. جاماییها در شروع دوره دوم فعالیتهای خود در چند سال منتهی به انقلاب اسلامی سال 57، مواضع سیاسی اجتماعی گفته شده را در گفتمانی اسلامی و در قالب انقلاب و حکومت اسلامی تعریف و دنبال کردند.نتیجهگیری: ویژگیهای فضای زبانی-گفتمانی و فکری-اجتماعی و زمینه سیاسی-تاریخی حاکم از جمله ناکامی دولت ملی و سقوطش بوسیله کودتا، تشدید تنشهای سیاسی، صفآرایی موافقان و مخالفان نظام شاهنشاهی، نزاعهای گفتمانی سنتی و مدرن، عدم توفیق رویههای سیاسی، سرکوب اعتراضات و به خصوص وقوع رخداد 15 خرداد 42، توسل به طرح ترور توسط گروههای مبارز، ایجاد سازمانهایی با تفکرات رادیکال، گسترش اندیشه مبارزه قهرآمیز، رشد و گسترش جنبش روحانیت در تعیین مواضع سیاسی اجتماعی جاما و تحول در آن مواضع تاثیرگذار بود.