بررسی تأثیر استراتژی مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری دانشگاه مالایا مالزی

doi
چکیده

روند اوج گیری نقش دانش، نوآوری و فناوری‌های نوین در ایجاد مزیت‌های راهبردی و اهمیت یافتن ارزش منابع دانش در اداره سازمان‌ها موجب شده است تا مقوله مدیریت دانش در قلب و مرکز سیاست‌های راهبردی سازمان‌ها جای گیرد. مدیریت دانش می‌تواند با یکپارچه سازی سرمایه‌های دانش سازمان‌ها در بخش­های مختلف تأثیرگذاری مستقیم بر عملکرد را به همراه داشته باشد. مقاله­ی حاضر از طریق ایجاد یک تئوری مکمل از اقتصادیات، ارتباط بین استراتژی‌های مدیریت دانش (KM) و عملکرد سازمانی را بررسی می‌کند. بخش تجربی کار بر اساس داده‌هایی در زمینه استراتژی‌های مدیریت دانش و عملکرد سازمانی است که از نمونه‌ای مرکب از 131 شرکت ایرانی انتخابی به شیوه تصادفی بدست آمده است. نتایج مبین سه نوع ارتباط بین استراتژی‌های مدیریت دانش است: غیرمکمل، مکمل متقارن غیرانتقادی و مکمل نامتقارن. از ترکیب استراتژی‌های مدیریت دانش از نوع آشکار و ضمنی یک غیرمکمل بدست می‌آید که در نهایت سطوح بالاتری از عملکرد سازمانی را فراهم می‌آورد. تحلیل‌های انجام شده نشان می‌دهد که شرکت‌ها از طریق بکارگیری استراتژی‌های برون­گرا یا درون­گرا، از مدیریت دانش بهره می‌برند. با ترکیب استراتژی‌های ضمنی-درون­گرا و آشکار-برون­گرا مدیریت دانش یک رابطه مکمل بوجود می‌آید که بیانگر تأثیرات هم­افزای استراتژی‌های مدیریت دانش بر روی عملکرد است.