کشاورزان و عادت وارۀ بوم شناختی در حاشیه: مطالعۀ کیفی مبتنی‌بر نظریۀ زمینه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان, اصفهان, ایران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران،دانشگاه اصفهان،اصفهان،ایران

4 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22067/social.2022.77607.1203
چکیده

در سال­‎های اخیر بخش کشاورزی ایران، درمعرض بحران‎­ها و مخاطرات محیط ­زیستی گوناگونی قرار گرفته که اثرات عمیق و جبران­‎ناپذیری بر پیکرۀ­ روستاها وارد کرده است. نقش زمینه‎­­های اجتماعی و فرهنگی را در بروز این بحران­‎ها و مخاطرات و همچنین در شکل­‎گیری نگرش­‎ها، ارزش‎­ها و رفتارهای ایجادکنندۀ­ این مخاطرات در میدان کشاورزی نمی‎­توان نادیده گرفت؛ بنابراین هدف این پژوهش، واکاوی عادت‎­وارۀ­ بو‎م­‎شناختی کشاورزان شهرستان ازنا و کشف بسترها و زمینه‎­های شکل­‎گیری آن بود. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و نظریه زمینه‎ای انجام شد. نمونه­‎گیری پژوهش از نوع هدفمند بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت­‎کنندگان 33 نفر بودند. تکنیک این پژوهش از نوع مصاحبۀ نیمه­‎ساختاریافته بود. یافته­‎ها نشان داد، فشارهای ساختاری ادراک‎­شده و دوگانۀ انفعال-ناکارآمدی دولت به­‎عنوان شرایط علّی، معادلۀ توارث و تقسیم که خردشدن بیش ­از حد اراضی کشاورزی را درپی دارد، به­‎عنوان شرایط مداخله­‎گر و تیغ­ دولبه کشت مکانیزه به‎­عنوان شرایط زمینه‎­ای، موجب به حاشیه­ رفتن عادت‎­وارۀ بوم­‎شناختی می­‎شوند. کشاورزان در مواجهه با این شرایط، کشاورزی سازگار با بازار، استفاده بیش از حد از نهاده­‎های شیمیایی و آیش نگذاشتن زمین را به­‎عنوان راهبرد انتخاب می­کنند که درنتیجه موجب تراژدی منابع آبی، فرسایش خاک و مهاجرت می‎­شود. مداخلات از نوع قانون­گذاری، ترویج و آموزش و توجه به دانش سنتی و بومی کشاورزان می­‎تواند به ارتقای عادت‎­وارۀ بوم‎­شناختی کشاورزان و حفظ زیست‎­بوم منجر شود.