دو چهره تجدیدنظرطلبی
نویسندگان
1 استادیار گروه سیاست جهانی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/piaj.2024.236750.1580چکیده
مقدمه و اهداف: این مقاله به مفهوم پردازی و تحلیل تجدیدنظرطلبی دو قدرت بزرگ جهانی -چین و ایالات متحده- در نظم بینالملل لیبرال میپردازد. برخلاف رویکردهای رایج که چین را بهعنوان تنها بازیگر تجدیدنظرطلب معرفی میکنند و ایالات متحده را حافظ وضع موجود میدانند، این پژوهش نشان میدهد که ایالات متحده نیز به قدرتی تجدیدنظرطلب تبدیل شدهاست. روشها: این مقاله با بهرهگیری از روشهای پژوهش کیفی، شامل مطالعات موردی و تحلیل اسناد، رفتار تجدیدنظرطلبانۀ این دو کشور را در حوزههای مختلف مانند امنیت بینالمللی، اقتصاد جهانی، محیطزیست، و حقوق بشر بررسی میکند. چین با تأکید بر همکاری در نهادهای موجود و ایجاد نهادهای جدید، بهدنبال تغییرات تدریجی و چندلایه در نظم بینالمللی است؛ درحالیکه ایالات متحده با استفاده از قدرت نهادی و کارگزاری خود، بهدنبال تغییرات رادیکالتری است. این پژوهش نتیجه میگیرد که درک تجدیدنظرطلبی دوگانۀ این دو قدرت، برای فهم بهتر مسیر آیندۀ سیاست بینالملل و پتانسیل درگیری یا همکاری میان آنها ضروری است.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که چین بهعنوان یک «تجدیدنظرطلب ادغامشده»، تلاش دارد تا ازطریق تعامل با نهادهای موجود و ایجاد نهادهای جدید، تغییرات تدریجی را در نظم بینالملل لیبرال ایجاد کند. در این راستا چین با تعمیق مشارکت در رژیم های بین المللی، بهبود دسترسی و افزایش قدرت کارگزاری، در فرایندی تدریجی و گزینشی ابعادی از رژیم های مذکور را تغییر داده است و همچنان این راهبرد را پی گیری می کند. درمقابل، ایالات متحده بهعنوان «تجدیدنظرطلب میانجی»، میکوشد ازطریق بسیج شبکههای جایگزین و تغییرات نهادی گسترده، نظم بینالملل لیبرال را بازسازی کند. تحول در رژیم های امنیت بین المللی از مسیر ایجاد شبکه های جایگزین، به چالش کشیدن رژیم های مالی، پولی و تجاری از طریق توسعه نظام جدید تحریمی و فلج کردن سازمان تجارت جهانی و نیز کوشش برای بازتعریف رژیم حقوق بشر به عنوان یکی از ابعاد هنجاری کلیدی نظم بین الملل لیبرال نمونه هایی از کنش راهبردی ایالات متحده به عنوان تجدیدنظرطلب میانجی محسوب می شوند.نتیجهگیری: تحلیل رفتار تجدیدنظرطلبانۀ چین و ایالات متحده در نظم بینالملل لیبرال، نشان میدهد که هر دو قدرت بهعنوان تجدیدنظرطلبانی با رویکردهای متفاوت عمل میکنند. چین بهعنوان تجدیدنظرطلب ادغامشده، بهدنبال تغییرات تدریجی ازطریق تعاملات عمدتا گزینشی با نهادهای موجود است، درحالیکه ایالات متحده بهعنوان تجدیدنظرطلب میانجی، با تکیه بر دسترسی و قدرت کارگزاری بالا بهدنبال تغییرات رادیکالتر در راستای بازطراحی ابعادی از نظم بینالمللی است. درعینحال، هر دو قدرت چنان در این نظم قاعدهمحور تنیدهاند که تجدیدنظرطلبی انقلابی را در راستای منافع خود نمیدانند. تجدیدنظرطلبی دوگانه نشاندهنده پیچیدگیهای نوظهور در روند تحول نظم بینالملل لیبرال است. به دیگر سخن، برای درک بهتر روند دگرگونی در نظم بینالملل لیبرال گذر از کلیشه رایج قدرتهای تجدیدنظرطلب دربرابر قدرتهای حافظ وضع موجود ضروری است. جریان اصلی ادبیات تجدیدنظرطلبی در روابط بینالملل بهصورتی افراطی برگفتار و رفتار چین بهمثابۀ کلیدیترین قدرت تجدیدنظرطلب متمرکز شده و ازاینرو، بهنوعی تقلیلگرایی و ساده سازی افراطی واقعیات پیچیده تحول در نظم بینالملل لیبرال دچار شده است. تحلیل گفتار و رفتار ایالات متحده بهعنوان تجدیدنظرطلب میانجی و تعاملات پیچیده آن با چین بهمثابۀ تجدیدنظرطلب ادغام شده میتواندبه شناختی منسجمتر از نیروهای دگرگون کننده نظم بینالملل لیبرال کمک کند.