رویکرد حقوق بشری چین به جنایات بینالمللی؛ مطالعه موردی میانمار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین المل، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 گروه روابط بینالملل، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/piaj.2024.234924.1506چکیده
مقدمه و اهداف: جمهوری خلق چین همزمان با آغاز اصلاحات و گشایش در سال ۱۹۷۸، وارد مرحله نوینی شد که فراتر از به ثمر رساندن معجزه ملی اقتصادی با تأثیرگذاری گسترده فراملی بود و به ظهور قدرتی جهانی منجر شد. این کشور به نقشآفرینی فعال، گسترده و چندوجهی در حاکمیت بینالمللی حقوق بشر با حفظ اصول بنیادین حزب کمونیست با ویژگیهای چینی مبادرت نموده است. پرسش اصلی این است که چگونه رویکرد حقوق بشری جمهوری خلق چین به واکنش آن نسبت به وقوع جنایات ناقض حقوق بشر بینالملل در کشور میانمار شکل داده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح شده است که رویکرد دوگانه جمهوری خلق چین به گفتمان حقوق بشر بینالملل در چارچوب ایدئولوژی کمونیستی-لنینیستی از طریق ایجاد تعادل ظریف بین سهگانه سیاست (حاکمیت بهمثابه حق و عدممداخله)، فرهنگ (اصل نسبیتگرایی فرهنگی) و اقتصاد (توسعه اقتصادی و ثبات اجتماعی) به واکنش مستقیم و غیرمستقیم این کشور نسبت به نقض حقوق بشر در کشور میانمار شکل داده است.روشها: با استفاده از مطابقتآزمایی بهعنوان یکی از روشهای تحلیل درونموردیِ موارد واحد در چارچوب روش پژوهش مطالعه موردی، علل و ابعاد رویکرد جمهوری خلق چین به بحران حقوق بشری اقلیت مسلمان روهینگیا در کشور میانمار طی سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ارزیابی میشوند. به دیگر سخن، با استفاده از روش مطالعه موردی خواهان پاسخ به این سؤال مهم هستیم که چرا یک دولت در نظام بینالملل رویکردی را در مواجهه با بحران حقوق بشری در دولت دیگر در پیش میگیرد که نهتنها آن را برمیتابد و با آن به مماشات رفتار میکند، بلکه روابط میان آنها تداوم و حتی در ابعاد مختلف گسترش مییابد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهند که رویکرد حقوق بشری جمهوری خلق چین به بحران اقلیت مسلمان روهینگیا تحتتأثیر تعاملات پیچیده و متقابل عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با نوسان بین حفظ ارزشها و هنجارهای ایدئولوژیک در عرصه داخلی و کسب منافع در عرصه بینالمللی بوده است. با وجود آنکه سرمایهگذاریهای کلان اقتصادی جمهوری خلق چین در میانمار بهویژه در حوزه انرژی مزایای حائزاهمیتی را برای این کشور به ارمغان آورده، تضاد منافع را نیز برای پیشبرد و اجرای کامل تعهدات بینالمللی حقوق بشری و مشروعیت آن در نظام بینالملل ایجاد کرده است. نتیجهگیری: میتوان اینگونه استنباط نمود که واکنش جمهوری خلق چین نسبت به وقوع جنایات ناقض حقوق بشر و آزادیهای اساسی اقلیت روهینگیاها در میانمار طی سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، دوگانه بوده است. از یکسو، دولتمردان جمهوری خلق چین در سطح بینالمللی بهویژه در برابر شورای امنیت ملل متحد تلاش نموده تا حمایت همهجانبه از دولت میانمار و ارتش این کشور را با اتکاء به اهمیت حاکمیت ملی و اصل عدم مداخله به اجرا بگذارد و حتی از تحریمهای بینالمللی علیه این کشور جلوگیری کند. از سوی دیگر، در چارچوب همکاریهای منطقهای در نقش یک قدرت بزرگ مسئول خواهان حل و فصل مسالمتآمیز این بحران از طریق رویکردی صلحطلبانه و مبتنی بر دیپلماسی گفتوگو بوده است. این واکنش دوگانه را میتوان نتیجه تعادل ظریفی دانست که چین بین حفظ منافع ملی و پایبندی به تعهدات بینالمللی بهعنوان یک عضو دائم شورای امنیت، برقرار کرده است. واژگان کلیدی: جنایات بینالمللی، رویکرد حقوق بشری چین، ایدئولوژی کمونیستی، بحران میانمار، اقلیت روهینگیا.