اجماع نوظهور نفتی درکشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس؛ تبیین گذار از رانت تخصیصی به رانت مولد
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران .
doi
10.48308/piaj.2024.233351.1446چکیده
چکیده مبسوطمقدمه و اهداف: توسعه اقتصادی شگفتآورکشورهای شورای همکاری خلیج فارس در دهههای اخیر موجب پیدایش هستهای نوین از سرمایهداری در زیرسیستم خلیجفارس و منطقه خاورمیانه شده است. پادشاهی های خلیجفارس امروزه با استفاده بهینه از اقتصاد رانتیر و درآمدهای حاصل از منابع عظیم هیدروکربنی، اجماعی نوظهور از توسعه مبتنی بر استفاده اولیه از منابع هیدروکربنی را شکل داده و به سمت توسعه اقتصادی متنوع حال حرکتاند. این تحولات تغییرهای شگرفی را در ادبیات دولت رانتیر ایجاد کرد؛ بهگونهای که نفت و دولت رانتیر که پیشازاین بهعنوان موانع توسعه پایدار شناخته میشدند به یکی از ارکان اصلی حرکت به سمت توسعه در این جوامع تبدیلشدهاند؛ به بیانی دیگر، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در حال حرکت از رانت تخصیصی به سوی رانت مولد در مسیر توسعه هستند. هدف این مقاله تبیین دلایل موثر بر این تغییر است. روشها: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-تبیینی مبتنی بر تحلیل مولفه های خرد و کلان و چهارچوب مفهومی دولت توسعه گرا ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی تلاش میکند تا با اشراف بر کم و کاستی های نظریه دولت توسعهگرا ناظر بر عدم توجه به متغیرهای بین المللی و اثرگذاری آنان بر فرایند توسعه داخلی اثرگذاری هر دو دسته از مولفه ها را بر این تغییر واکاوی کند. یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که وقوع مجموعهای از مؤلفههای سیاسی و اقتصادی نظیر تغییر در نسل رهبران، تولد دولتهای توسعهگرا، متوازنسازی سیاست خارجی، بهرهگیری از قدرت هوشمند و اتصال به اقتصاد جهانی، زمینه شکل گیری این الگوی نوین توسعه را فراهم کرده و به شکلگیری حرکت جدیدی در میان اعضای شورا از رانت تخصیصی به مولد منتج شده است.نتیجهگیری: در واقعیت امر برای دههها، منابع هیدروکربنی خلیجفارس، دروازه ورود و حضور کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در اقتصاد جهانی بهعنوان تأمینکنندگان انرژی بوده است بااینحال وقوع تحولاتی نظیر بهار عربی و شورشهایی در جهان عرب که مشروعیت و بقا خاندانهای سلطنتی خلیجفارس را به خطر انداختند از یکسو از سوی دیگر ناپایداری منابع نفتی، کشف نفت شیل و بیثباتی در قیمت نفت، این کشورها را متوجه ضرورت و اهمیت ایجاد نظام اقتصادی متنوع کرد. در کنار این موضوعات، وقوع تحولاتی در دو سطح داخلی و خارجی، این کشورها را به سمتوسوی نوعی اجماع بر سر نحوه حکمرانی داخلی و سیاست خارجی سوق داد. نسل جدید رهبران با نگرشهای عمدتاً اقتصادمحور به قدرت رسیدند و در جستوجوی مسیرهای متنوعسازی اقتصاد رانتیر کشورهای خود، دست به ابتکاراتی نظیر برنامههای چشمانداز توسعه در تمامی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس زدند. این دولتهای رانتیر نیز تحتتأثیر اندیشههای نوین رهبران خود عملاً با بهرهگیری از عناصری چون اقتدارگرایی و با پیروی از مدل سرمایهداری اقتدارگرا، تبدیل به دولتهایی مولد و پرورش گر در عرصه اقتصادی شدند که امروزه مجری اصلی چشماندازهای توسعه با ابزارهایی چون برندینگ دولتی و سرمایهگذاریهای اقتصادی هستند. همزمان به پشتوانه اندیشههای نوین رهبران جدید مبنی بر اهمیت روابط اقتصادی مؤثر با جهان و پیگیری منافع و فرصتهای سیاسی -اقتصادی به طور همزمان با شرق و غرب، دست به متوازنسازی سیاست خارجی زدند و ضمن استفاده از مؤلفههای هوشمند قدرت، روابط را به شکلی دوسویه با شرکایی نظیر چین، هند در شرق و آمریکا و اروپا در غرب دنبال کردهاند.