شکست و موفقیت در سیاست خارجی: روایتپژوهی برجام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 استادیار روابط بینالملل، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/piaj.2024.235712.1538چکیده
چکیده مبسوطمقدمه و اهداف: سیاست خارجی مانند هر سازه اجتماعی دیگری قابل ارزیابی است. یکی از روشهای ارزیابی سیاست خارجی، تحلیل شکست و موفقیت آن در رسیدن به اهداف موردنظر است. اما نکته چالشبرانگیز این است که درک مشترکی از معنای موفقیت یا شکست در حوزه سیاست خارجی وجود ندارد؛ چرا که افراد در بسترهای ادراکی مختلف، روایتهای متفاوتی از موفقیت یا شکست سیاست خارجی ارائه میکنند. علیرغم گذشت چندین سال از انعقاد برجام همچنان این بحث در ایران مطرح است که آیا این توافق، مصداق شکست در سیاست خارجی ایران است و بنابراین باید مانع از تکرار آن شد یا برعکس، نمونه موفقی از سیاست خارجی است که باید برای احیای تلاش کرد. بر این اساس، سؤال اصلی مقاله این است که روایتهای مختلف از برجام به عنوان یکی از نقاط عطف مهم سیاست خارجی ایران کدامها هستند و از چه عناصر روایی تشکیل شدهاند؟روشهادر گام اول، تحلیل کیفی متون شامل مواضع مقامات رسمی و نیمهرسمی درباره برجام نشان داد که میتوان سه روایت موفقیت، شکست و روایت میانی درباره برجام را از یکدیگر تفکیک کرد. در گام دوم، عناصر ساختاری این روایتها یعنی نحوه صحنهآرایی، شخصیتپردازی و پیرنگسازی بر اساس روش تحلیل روایت اپرمن و اسپنسر مورد تحلیل قرار گرفتند. در این روش، صحنهآرایی به زمینه روایت میپردازد که شامل مناقشه بر سر گزینههای بدیل تصمیمگیری و تفاسیر از بستر تصمیمگیری برای درک صحنه است. شخصیتپردازی به معنای اطلاق برخی برچسبها، ویژگیها و قیاسهای تاریخی به تصمیمگیران و پیوندزدن این افراد با افراد شناخته شده در راستای تحسین و تقبیح روایتهای خاص است. پیرنگسازی به معنای بررسی فرایند رویدادهاست که شامل قضاوت درباره دستیابی به اهداف، پیامدهای آنها و مشخصکردن مسئولیت این پیامدهاست. یافتهها: طرفداران روایت موفقیت، برجام را برطرفکننده سایه جنگ از کشور و نشانه بازگشت ایران به جامعه بینالمللی (صحنهآرایی)، آن را با ملّی شدن صنعت نفت و محمد جواد ظریف را با محمد مصدق و امیرکبیر مقایسه میکنند و مخالفان را بیسواد و ناآشنا با جهان امروز میدانند (شخصیتپردازی). آنها به توفیق برجام در دستیابی به اهداف از جمله لغو قطعنامههای تحریمی شورا امنیت باور دارند (پیرنگسازی). طرفداران روایت شکست، برجام را عامل خلع سلاح و ابزار فشار بر ایران روایت میکنند که به خاطر سادهلوحی محمد جواد ظریف در اعطای امتیازات نقد و گرفتن امتیازات نسیه، به قرارداد ترکمانچای دوم تبدیل شده و با دور زدن مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید (شخصیتپردازی). بنابراین برجام ناقض خطوط قرمز رهبری و ضد امنیت ملّی روایت میشود که به هدف اصلی خود در تأمین منافع ملّی ایران نرسید (پیرنگسازی). طرفداران روایت میانه، اگرچه ابتدا برجام را به عنوان بازی برد ـ برد تصویر میکردند، اما به تدریج این خط روایی را پی گرفتند که ایران میبایست امتیازات بیشتری از طرف مقابل میگرفت (صحنهآرایی). این روایت به این معنا میانه است که هم قیاس برجام با ترکمانچای را نفی میکند هم فتحالفتوح دانستن آنرا. همچنین بهطور همزمان، تلاشهای مذاکرهکنندگان را تحسین میکند و برخی سهلانگاریهای آنها را تقبیح (شخصیتپردازی). این روایت، نتایج برجام تا قبل از خروج آمریکا را قابل قبول و ارزشمند میداند؛ نتایجی که بعد از آن به کلّی از بین رفت (پیرنگسازی).نتیجهگیری: اگرچه ابتدا روایت موفقیت توانست با ارائه داستانی معقول و قدرت گفتمانی مناسب در مناظرات برجامی، بر روایت شکست غلبه کند و روایت مقابل را فاقد ابتکار جایگزین نشان دهد، بهتدریج روایت شکست با تکیه بر قدرت ساختاری خود توانست با بازنمایی برجام به عنوان قراردادی ناقص و خسارتبار، روایت میانه را با خود همراه کند و در نتیجه، روایت موفقیت را به حاشیه براند.