حکمت متعالیه: سرشت عمل سیاسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه سیاسی، پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
doi
10.48308/piaj.2024.235624.1531چکیده
چکیده تفصیلیمقدمه و اهداف: حکمت متعالیه شاخهای از فلسفه اسلامی است که فرازبان آن «اصالت وجود» است. منظور از فرازبان بودن این آموزه آن است که آموزه مذکور به منزله روح این دستگاه فلسفی در تمامی مسایل، مدعیات، نظریهها و استدلالهای آن حاکم و جاری است. هدف اصلی این مقاله آن است که سرشت «عمل سیاسی» را متناسب با فرازبان اصالت وجود تبیین کند. در تبیین وجودی نشان داده میشود که عمل سیاسی با «خودِ» کنشگر یکی میشود و همین اتحاد عمل سیاسی با «خود» است که به آن معنا میدهد. روش: روش این مقاله تبیین وجودی است. تبیین وجودی نوعی از احتجاج فلسفی متناسب با فرازبان اصالت وجود است که بر اساس آن پدیدههای انسانی با ارجاع به ویژگیهای هستیشناختی «خود» فردی یا جمعی تبیین میشوند. در این مقاله بر اساس این روش تبیینی تلاش شده است تا فرایند عمل سیاسی از آغاز قصد ایجاد به وسیله یک کنشگر یا اجماع جمعی کنشگران سیاسی تا تحقق نهایی آن در زندگی انسانی بر اساس نیازهای ذاتی کنشگران مزبور توضیح داده شود. همچنین بر اساس این شیوه معنای عمل سیاسی بر اساس نیت فردی یا قصد جمعی کنشگر سیاسی بررسی میشود. یافتهها: نخستین یافته این مقاله آن است که عمل سیاسی کنشی نهادی است. از این رو دارای سه ویژگی ثبات، تداوم و همگنی است. زیرا عمل سیاسی پس از نیت کنشگر یا اجماع جمعی کنشگران در «خود» فردی یا جمعی کنشگران رسوخ مییابد. دومین یافته در این نوشته آن است که از منظر فرازبان اصالت وجود هر عمل سیاسی «وجودِ وسعت یافته» عمل فردی تلقی میشود. منظور از «وجودِ وسعتِ یافته» در اینجا آن است که عمل سیاسی با یک وجود واحد در عمل فردی همه کنشگران سیاسی تحقق مییابد و تعدد کنشگران سیاسی و ویژگیهای فردی آنها مغایرتی با وحدت وجودی عمل سیاسی ایجاد نمیکند. در نتیجه در یک همکنشی سیاسی، هر یک از کنشگران سیاسی علاوه بر وجود فردی و خاص خود دارای یک هستی فرافردی و مشترک با دیگر کنشگران سیاسی میگردند. در واقع این هستی ِتوسعه یافته و مشترک است که موضوع کنش سیاسی است و آن را از کنش فردی جدا میکند. از دیگر یافتههای این مقاله آن است که از منظر فرازبان اصالت وجود عمل سیاسی پدیدهای معنادار است. معنادار بودن یک عمل سیاسی به کشف معنای نهفته در آن و انتقال آن معنا به دیگران میباشد. از این رو عمل سیاسی از نظر وجودی مانند سخن گفتن است. زیرا همانطور که سخن گفتن معنای نهفته در ضمیر را از نظر هدف و غرضی که در آن است کشف میکند و آن را به ضمیر مخاطب منتقل میکند؛ بنابر این عمل سیاسی در تبیین وجودی به امری حقیقی و واقعی برمیگردد که همان کشف مکنونات درونی کنشگر یا کنشگران سیاسی است. نتیجهگیری: عمل سیاسی به دلیل ثبات، تداوم و همگنی خود تبدیل به بخشی از هستی کنشگر میشود و جایگاه وجودی او را متحقق میسازد. عمل سیاسی به دلیل ارتباطش با «خود» کنشگر معنا مییابد و این معنا را از نیت فردی و اجماع جمعی بدست میآورد. از سوی دیگر همکنشی سیاسی میان کنشگران موجب ایجاد هویت سیاسی میشود.