چالشگری پاندمی کرونا در مواجهه با برخی مولفه‌های فلسفه سیاسی جدید

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 دانشیار گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.48308/piaj.2024.234650.1495
چکیده

 چکیده مبسوطمقدمه و اهداف: از مهمترین مباحثی که با وقوع همه‌گیری کرونا مطرح شد، تأثیر آن بر فلسفه سیاسی است. کرونا در این باب توانست فضای آنتاگونیستی را بر مولفه‌های موجود فلسفه سیاسی بگشاید و آنها را به چالش بکشد. در واقع، همه‌گیری کرونا بستری انتقادی جهت به چالش کشیدن هنجارهای مستقر را فراهم آورد و سخن از ضرورت بازاندیشی و بازپرسش از آنها به میان آورد. هدف این مقاله پاسخگویی به این پرسش اساسی است که همه‌گیری کرونا چگونه باعث فراهم شدن فضای آنتاگونیستی با مولفه‌های فلسفه سیاسی مدرن شد.روش‌ها: روش مورد استفاده در این مقاله، انتقادی است. روش انتقادی به دنبال طرح و گسترش فهم و آگاهی است که از سطح ظاهر، به عمق واقعیت وارد می‌شود تا قدرت تشخیص درست مردم، به خصوص انسان‌های ناتوان یا طبقات زیر سلطه را افزایش دهد. اتخاذ وجه انتقادی این مقاله، به نویسنده این فرصت را می‌دهد که مناسبات برآمده از کرونا ویروس در جامعه‌های انسانی را نپذیرفتنی و جایگزین‌پذیر جلوه دهد. این روش به شناسایی و به چالش کشیدن مسائل اجتماعی و فرهنگی در جامعه کمک می‌کند و در جهت بهبود و توسعه مناسبات انسانی در دوره پاندمی ها مؤثر است. روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه‌ای و اینترنتی است.یافته‌ها: از مهمترین چالش‌های کرونا برای فسلفه سیاسی جدید می‌توان به اثرات آن (هرچند به صورت موقت) بر مقولات خردگرایی، انسان‌گرایی و فردگرایی اشاره کرد. می‌توان گفت، این ویروس، تمایز دوست/دشـمن را دربرداشته و روایت اشـمیت از امر سیاسـی در شـرایط کرونایی، خود را در قالب همـاوردی کروناویروس با بشـریت به نمایش گذاشـت و انسان که مسلط بر طبیعت و جهان تعبیر می‌شد، به واسطه کرونا به موجودی ضعیف و ناتوان در مقابل آن تبدیل شد. همچنین خردگرایی و علم‌زدگی که فلسفه مدرنیته تلقی آن را داشت که انسان به واسطه آن می‌تواند در تمامی امور دخالت کرده و بدون توجه به جهان بیرونی، یک تنه مشکلات خویش را حل کند، به چالش کشید. همه‌گیری کرونا این مولفه را نیز به چالش کشاند و یادآور شد که خرد انسانی از ضعف و ناتوانی برخودار است. مقولاتی نظیر هوش مصنوعی به راحتی توانسته خود را در لباس دشمن خرد انسانی جا بیندازد و به تعبیر فرید زکریا، در جریان همه‌گیری، ما امروز هوش مصنوعی را همانند خدا مورد پرستش قرار می‌دهیم. بنابراین علیرغم خدمات فروان علم و عقلانیت به انسان، کرونا این مسأله مهم را یادآور شد که علم و عقلانیت همچنان از محدودیت‌های غیرقابل انکاری برخوردارند و نمی‌توانند یگانه راه‌حل مشکلات بشری باشد.نتیجه‌گیری: خطر ویروس کرونا، خطر دستکاری فناوری منابع انسانی و طبیعی است که به عنوان ابزاری با استدلال محاسباتی برای منافع اقتصادی و مطلوبیت کلی در خدمت قدرت‌های مسلط مورد استفاده قرار می‌گیرد. تخریب محیط زیست اعمال خشونت علیه طبیعت است که منجر به خودویرانگری بشر از طریق ایجاد بیماری‌های همه‌گیر در طبیعت می‌شود که زندگی انسان را به چالش می‌کشد. بنابراین، تلاش برای جلوگیری یا حل معمای همه‌گیری نیازمند چیزی بیش از دانش محاسباتی مدرنیته است.